eitaa logo
جاماندگان از قافله عشق 🦋
1.5هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
923 ویدیو
1 فایل
🌱درمنظومه شمسی سیاره ایست به نام زمین🌱 درگوشه ای از این سیاره جغرافیای ست به نام ایران در تاریخ ایستادگی ایران روایت ست بنام #دفاع_مقدس🌱 #نشر_آثار_شهدا #روایت_دفاع_مقدس 🌱چه سر ها داده ایم برای سربلندی ایران🌱 #جاماندگان_ازقافله_عشق جهاد تبیین
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻  خاطرات اسیر عراقی               دکتر مجتبی الحسینی         ‌‌‍‌‎‌ ♦️مقامات عالیرتبه بعثیها و در راس آنها صدام حسین نیز به ضرورت حفظ دستاوردهای اوایل جنگ یعنی حفظ آن بخشهایی که در آخر جنگ به تصرف ارتش عراق در آمده بود تاکید می ورزید. در زمینه نظامی نیز دولت اقدام به بسیج نیروهای بیشتر جهت بالابردن قدرت رزمی ارتش کرد. بدین منظور چندین دوره از افراد منقضی خدمت بار دیگر به خدمت فرا خوانده شدند. به علاوه دولت به تشکیل نیروهای جیش الشعبی که نام "نیروهای ماموریتهای ویژه" به آنها داده بود مبادرت ورزید. تشکیل این نیروها در واقع پاسخی بود به ایرانیها در تشکیل نیروهای بسج مردمی که کارایی خود را در موفقیت عملیات اخیر اثبات رسانده بودند. با این کار میخواستند همانند دولت جمهوری اسلامی ایران بعد مردمی به مسئله جنگ بدهند. از این روی سازمانها وارگانهای حزبی رژیم بعث تمام امکانات خود را وقف تشکیل تیپهای نیروهای ویژه کردند. ♦️ابتدا، ارگانهای حزبی و امنیتی عراق تلاش خود را در راه تشویق کارگران، کشاورزان، دانش آموزان، دانشجویان و کادرهای حزبی جهت جنگ‌های فوریه و ترس از ماموریتهای ویژه و پیوستن به نیروهای داوطلب به کار بردند. تمام این تلاشها برروی اقشار مستضعف جامعه و شهرهای محروم به ویژه استانهای مرکزی و جنوبی و نیز مناطق فقیر نشین بغداد مانند منطقه «الثوره» و «الشعله» متمرکز شده بود. ♦️استقبال مردم از این ابتکار به دلیل عدم اعتقاد آنها به جنگ و نیز عدم اطمینان آنها به دولت، بسیار ضعیف بود، اما جهت تحقق این هدف، دولت، شیوه های تطمیع و ارعاب را به کار گرفت و اجرای این مقاصد شوم را به دستگاههای امنیتی و جیش الشعبی واگذار کرد. نقش وسایل ارتباط جمعی در این مورد نیز بسیار وسیع و گسترده بود. آنها اقدام به تنظیم آهنگها و سرودهای ملی و حماسی کردند و همه روزه صحنه هایی از آموزش نظامی آنها را که در حضور و یا «طه یاسین رمضان معاون او و فرمانده نیروهای جیش الشعبی انجام می گرفت، در صفحه تلویزیون به نمایش می گذاشتند. ♦️ با گذشت چندین هفته و علیرغم تبلیغات گسترده رژیم و تلاش دستگاه های امنیتی و حزبی هیچ نتیجه رضایتبخشی به دست نیامد. بنابراین دولت درصدد برآمد تا با زور سرنیزه مردم را چه حزبی و چه غیر حزبی وادار به پیوستن به صفوف جيش الشعبی و نیروهای ویژه کند. این شیوه ابتدا از سوی راس هرم رژیم یعنی صدام حسین به مورد اجرا گذاشته شد. او دستور داد تا اعضای رده بالای حزب بعث در یکی از مقرهای حزب در بغداد اجتماع کنند. ♦️صدام طی سخنانی، نقش حزب و اقشار مختلف مردم را در جنگ مورد توجه قرار داده و بر ضرورت مشارکت اعضای حزب در جبهه ها و حفظ پیروزیهای به دست آمده تاکید کرد. او در پایان سخنانش ازحاضران در اجتماع دعوت کرد تا داوطلبانه به نیروهای ویژه بپیوندند. این اقدام صدام فرجامی مفتضحانه عاید او کرد، ♦️زیرا اغلب حاضران از پیوستن به جبهه سرباز زدند و باعث برانگیختن خشم شدید او شدند. از این رو صدام علناً آنها را با کلماتی رکیک مورد اهانت قرار داد و به محافظین ویژه خود دستور داد تا آنهایی را که از پیوستن به جبهه امتناع می ورزند به طرز توهین آمیزی از سالن اجتماع خارج کرده و بازداشت کنند. آنان از پستهای دولتی و حزبی عزل شدند و حتی از برخی حقوق مدنی نیز محروم گشتند. ♦️ او همچنین شرکت کنندگان در جلسه را تهدید کرد که مبادا وقایع جلسه را در بین مردم فاش کرده و آنها را تحت تاثیر قرار دهند. او در این مورد گفت: «هر که در این باره چیزی به مردم بگوید با دست خودم مثله اش می‌کنم.» و از جملات مشهور او در این جلسه این است که گفت: «ما خرمای گندیده انبار نمی کنیم.» وقایع آن جلسه روی نوارهای ویدئو ضبط شد و در میان شاخه های نظامی و غیر نظامی حزب توزیع گردید تا آنها را مرعوب کرده و وادار به پیوستن به نیروهای ویژه گرداند. نتایج آن جلسه انعکاس وسیعی در میان مردم و اعضای حزب بعث داشت و به شدت آنها را ترساند. ♦️ همین امر باعث شد تا آنها از روی اجبار به نیروهای ویژه بپیوندند. در مراکز استانها مردم را به شیوه‌های پست و حقارت آمیزی وادار به پیوستن به این نیروها کردند. برای نمونه در استان «بابل» افراد سازمان امنیت و جيش الشعبی مردم را به اجتماع در ساختمان استانداری فرا خواندند. را در سمت راست سالن جلسات و را در سمت چپ آن قرار دادند. پس از سخنرانی استاندار به مردان حاضر در جلسه گفتند: آنهایی که آماده پیوستن به نیروهای ویژه هستند در سرجای خود بنشینند و آنهایی که تمایل به این کار ندارند به قسمت راست سالن یعنی جایی که نشسته اند منتقل شوند.👇
🔻  خاطرات اسیر عراقی               دکتر مجتبی الحسینی          ♦️ در ادامه ترغیب و اجبار عموم برای پیوستن به جبهه و تامین نیروی آن، جای دیگر اتفاق مسخره تری افتاد. مسئولین آن ناحیه، افرادی را که قرار بود وادار به پیوستن به نیروهای ویژه بشوند در یک سالن که دارای دو در بزرگ بود گرد آوردند. بر روی یکی از درها نام و بروی در دیگر نام حضرت خمینی نوشته شده بود. سپس ، اعلام کردند، داوطلبانی که مایل به پیوستن به نیروهای ویژه هستند از دری که نام روی آن نوشته شده خارج گردند و کسانی که داوطلب نیستند از دری که نام امام روی آن نوشته شده. البته طبیعی است کسی نمی‌کرد از آن در که نام امام روی آن نوشته شده بود خارج شود چون این عمل از دیدگاه بعثی های به معنای علاقه به امام و تایید ایشان و در عین حال عدم تایید کافر بود. بنابراین آنها ناگزیر به خروج از در صدام حسین شدند که محض خروج توسط عده ای که در بیرون سالن ایستاده بودند، اسمهایشان به عنوان داوطلبین یادداشت شد. ♦️ شیوه های متعدد دیگری نیز جهت وادار کردن مردم برای پیوستن به نیروهای ویژه اعمال می‌شد از قبیل تهدید به اخراج از ادارات دولتی و زندانی شدن در زندانهای سازمان امنیت و سازمانهای وابسته به حزب بعث. ♦️خودم شاهد فرار شبانه افراد بیگناهی بودم که برای پیوستن به نیروهای ویژه تحت تعقیب قرار می‌گرفتند. در آن مقطع افراد ساده لوح حزب که فیلم کذایی را مشاهده کرده و از خبر اعدام فرمانده جيش الشعبی #"شیب" تابع استان «العماره» به دست شخص صدام حسین مطلع شده بودند، در حالت رعب و وحشت فزاینده ای بسر می‌بردند.¹ با پایان یافتن کارهای مربوط به تشکیل تیپهای نیروهای ویژه، مرحله جدید تبلیغات آغاز گردید. ♦️ بعثی‌ها تعداد تیپ‌های داوطلب هر استان را بنا به سوابق سیاسی و ملاحظات مذهبی هر استان مورد ارزیابی قرار دادند. از این نظر آنها این گونه تبلیغ می کردند که استان 👈«دیوانیه» به دلیل سوابق سیاسی و مبارزاتی مردمانش که به سال ۱۹۲۰ علیه استعمار انگلیس قیام کرده بودند بیشترین داوطلب را داشته و در میان تمام استانها رتبه اول را احراز کرده است. به همین ترتیب استان نجف به دلیل وجود حوزه علمیه و مرجعیت تقلید در آنجا در مرتبه دوم قرار گرفت. استانهای مرکزی و جنوبی هر کدام یک تیپ داوطلب روانه جبهه ها کرده بودند اما استان بغداد چندین تیپ تشکیل داده بود که اغلب آنها از نقاط محروم و شیعه نشین پایتخت بودند. تعداد داوطلبین از سایر استانهایی که دارای اکثریت سنی بودند بسیار اندک بود چون مردم آن استانها یعنی استان ، #«موصل» و مورد تعقیب قرار نمی گرفتند و رژیم از آنها نفرت نداشت. ♦️هنوز به یاد دارم که چگونه تلویزیون عراق صحنه هایی از نیروهای ویژه شامل زنان و روشن دلان در حال آموزش را به نمایش می گذاشت تا بدین وسیله بتواند مردم را تحت تاثیر قرار داده و آنها را وادار به پیوستن به این نیروها کند. پس از پایان دوره آموزش نظامی نیروهای ویژه که مدت ٤٥ روز طول کشید، رژیم بعث تصمیم گرفت آنها را مستقیماً روانه جبهه ها نماید. سالگرد تاسیس جيش الشعبی ، یعنی در شب هشتم فوریه سال ۱۹۸۲/ ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ بعثي‌ها تصميم گرفتند با استفاده از نیروهای ویژه دست به حمله گسترده علیه شهر بستان و حومه آن بزنند و مجدداً این شهر را به تصرف خود در آورند. ♦️فرماندهان نیروهای ویژه متعهد شدن که این شهر را تسخیر و به عنوان هدیه تقدیم کنند. نقشه عملیات این بود که چند تیپ از نیروهای ویژه با حمایت یگانهایی از ارتش از محور واقع در منطقه «شیب» مقابل شهربستان به سوی این شهر پیشروی کنند و همزمان لشکرهای پنجم و ششم ارتش از محور رودخانه نیسان و کرخه کور در جنوب غربی بستان حملات خود را آغاز نمایند. -------- ۱- بعد از عملیات شهر بستان، صدام عازم منطقه مرزی در نزدیکی شهر «العماره» شد و فرمانده نیروهای جيش الشعب آن ناحیه را فراخواند و از او پرسید: چرا از جبهه فرار کردی ؟... تو آدمی ترسو «هستی» جبار طارش به او پاسخ داد: خیر من ترسو نیستم... بلکه ترسو کسی است که همراه ویژه به پشت جبهه می‌آید. صدام از این سخن بر آشفت و به شدت خشمگین شد. او به یکی از محافظین خود دستور داد که با شلیک گلوله وی را به تا عبرتی برای سایرین باشد.        ‌‌‍‌‎‌     ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
  خاطرات اسیر عراقی               دکتر مجتبی الحسینی           ‌‌‍‌ ♦️ ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۵ مه ۱۹۸۲ / چهارم خرداد ١٣٦١ رادیو بغداد طی صدور اطلاعیه بی سابقه ای به آزاد شدن خرمشهر و شکست نیروهای مسلح ما اعتراف کرد. طبق معمول این اطلاعیه نظامی پیروزی ایرانی‌ها و شکست بعثی ها را کتمان کرد. در قسمتی از اطلاعیه آمده بود: «نیروهای دلاور ما پس از تحقق اهداف نظامی، انهدام ماشین جنگی دشمن و ممانعت از انجام هر گونه حمله، شهر را تخلیه کردند» باشنیدن خبر به یاد این ضرب المثل معروف افتادم که حیا اگر نداشته باشی هر کار که بخواهی می‌توانی انجام دهی. ♦️نتایج عملیات بیت المقدس و در راس آنها آزاد شدن شهر خرمشهر، معادلات سیاسی نظامی و تبلیغاتی را تغییر داد و با واکنشهای مختلف داخلی و جهانی مواجه گردید. الف- بعد نظامی نیروهای عراقی نسبت به نخستین روزهای شروع جنگ خسارات و تلفات سنگین و بی‌شماری را متحمل شدند. هزاران نظامی عراق که به فاصله ٢٤ ساعت پس از محاصره شهر، خودشان را به طور به نیروهای ایرانی تسلیم کردند طبق برآورد فرماندهان نظامی عراق از امکانات رزمی برای مبارزه به مدت یک ماه برخوردار بودند. در جریان عملیات خرمشهر و طاهری حدود ۲۰ هزار نفر اسیر و تعداد متنابهی از نیروهای عراقی کشته و زخمی شدند. سلاح و مهمات که در داخل شهر ذخیره شده بود سالم به غنیمت نیروهای ایرانی در آمد. با در نظر گرفتن اینکه مجهز در داخل خرمشهر به طور کامل تار و مار شدن، می‌توان از میزان خساراتی که به ارتش عراق، نیروهای جیش الشعبی و پلیس محلی وارد گردید، اطلاع یافت. ♦️در ارتباط با منطقه درگیری می‌توانم بگویم که نیروهای ایرانی چند کیلومتری باشهر بصره بیشتر فاصله نداشتند. پس از آزاد شدن خرمشهر منطقه و شهر بصره از نظر نظامی شد. علاوه بر وارد آمدن این همه خسارات جانی و مالی تعدادی از افسران بلند پایه و درجه دارانی که از صحنه درگیری گریخته بودند و دادگاه های نظامی تا چند ماه پس از آزاد شدن خرمشهر به کار خود ادامه داده و احکام اعدام را در مورد کادرهای ارتش صادر می کردند. ♦️ بُعد سیاسی آزادی شهر خرمشهر اقتدار ، ثبات، تحول قدرت دفاعی و اعتماد به نفس نظام اسلامی ایران را ثابت کرد و در مقابل ضعف و ناتوانی رژیم عراق در حفظ دستاوردهای نخستین روزهای جنگ و حتی عدم توانایی آن رژیم را در دفاع از خود به اثبات رسانید. از آنجایی که این پدیده به منزله زنگ خطری برای آینده تاریک جهان استکباری بود، کشورهای دست نشانده در منطقه و نیز کشورهای مستکبر، حداکثر تلاش خود را در قالب کمکهای نامحدود مادی، سیاسی و تسلیحاتی به کار بستند تا از سقوط رژیم عراق جلوگیری کنند. ♦️در سطح داخلی، عراق قادر نشد پس از تحمل شکست در سرنگونی حکومت انقلابی ایران مهمترین هدف سیاسی جنگ را محقق سازد. در نتیجه وجهه خود را در بین ملت از دست داد و نتوانست دلیل قانع کننده ای برای این شکست نظامی تلخ ارائه دهد. من بشخصه شکست عراق را در نبردهای المقدس شکستی سیاسی به حساب می آورم تا یک شکست نظامی. ♦️دلیل و مهمی دلایل آن این است که عراق پس از عملیات خرمشهر از زبان شخصی درستی قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر را مورد تاکید قرار دهد و در تاریخ ۱۰ ژوئن ۲۰/۱۹۸۲ خرداد ۱۳۶۱ به طور یک جانبه اعلام آتش بس کند. تا حدی که پس از عملیات خرمشهر از بسیاری از مرزهای اشغالی ایران عقب نشینی کرد ؛ و این در حالی بود که پیش از آن که صدام در مورد سرزمینهای اشغالی ایران مدعی بود و حتی چند روز پیش از شروع جنگ، قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر را در مقابل اعضای مجلس به اصطلاح ملی عراق پاره کرده بود.        ‌‌‍‌      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
(۴ ) دفاع مقدس به روایت دشمن ♦️ پژوهشهای مربوط به اسرای عراقی مطالعه و بررسی پیرامون اسرای عراقی یکی از موضوعات مهم در حوزه دفاع مقدس است که مغفول مانده و با وجود مطالب زیاد، کمتر به آن توجه شده است و در کل کتابهای پیرامون اسرای عراقی تعداد محدودی هستند که می‌توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: ♦️دسته اول که حدود ۳۰ کتاب از آن منتشر شده خاطراتی ست که سرهنگی نوشته و بیشتر در حوزه هنری منتشر شده‌اند ، و دسته دوم را کتابهایی تشکیل میدهند که جنبه پژوهشی دارند. ♦️ تعداد این کتابها کمتر از ۱۰ عدد است که در زیر به معرفی بعضی از این آثار می پردازیم. "اسرای عراقی" یا "میهمان" به قلم محمد حسن حبیبیان و شاداب عسگری از طرف سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر شد. در این کتاب به بررسی نحوه نگهداری و برخورد با اسرای عراقی در ایران در طول ۲۴ سال پرداخته شده است. همچنین این کتاب به بررسی زمینه های آغاز جنگ از طرف عراق می پردازد و بعد به تحلیل و مقایسه میان نگهداری از اسیران از طرف عراقی ها و ایرانیان توجه دارد. در این کتاب از اسناد مهم و سخنرانی‌ها و نشریات استفاده شده است. ♦️ تنبیه و جریمه اسرای بعثی در ایران چه بود مسعود که اسیر شد پایش تیر خورده بود و جراحتهای عمیقی روی شکم داشت. روزهای آخر کوچش، زخمی چرکی سر باز کرده و تب‌ش شدیدتر شده بود. به همین دلیل عطش داشت اما مداوا و رسیدگی به حال مجروح را کجای نامه بعثی ها نوشته بودند؟ ♦️مسعود چشمانش را بسته بود و دست سالار را روی پیشانی عرق کرده اش حس می‌کرد. سرش را به طرف نگهبان چرخاند و کلمات آهسته از زیر لبهای خشک و ترک خورده اش بیرون خزید: 👈«ماء».👇 نگهبان. (بعثی) به خواسته زندانی اش تنها خندید و مقابل او یک آب را سرکشید. مسعود و لب های اش این سو و بعثی قسی‌القلبی آن سو، چکمه اش را روی زخم می‌گذاشت و فشار می داد! مسعود ناله می‌کرد، و او با فشار بیشتر چکمه ها، نعره های خوشحالی اش را حواله آسمان می‌کرد! این فقط قسمتی از خاطره یکی از رزمندگان ایرانی اسیر در دست بعثی هاست که از زبان آزادگان بازگشته به وطن بازگو شده است. ♦️ولی دفترها می خواهد کتابت ظلم ها و جنایات آن روزها. اما روی دیگر سکه چیست؟ روزهای اسارت بر اسرای عراقی در ایران چه طور می‌گذشت؟ ♦️به سراغ کسی می‌رویم که می‌تواند این حلقه مفقوده و واقعیت پنهانی را که کمتر از آن صحبت شده است بازگو کند. روی اوّل سکه برای اکثر ما روشن است و خوب می‌دانیم که بعثی ها با اسرای ما چه کردند، اما اینکه اسرای عراقی چه وضعیتی در ایران داشتند برای خیلی ها جای است. اینجا خبری از آن جنایات و شکنجه ها نبود. حتی برخی از اسرایی که در ایران بودند با مشاهده رفتارهای ما کردند و حاضر شدند در جبهه جنگ علیه بجنگند. خیلی ها هم دوست داشتند برای همیشه در ایران بمانند. بیشتر اسرا شیعه بودند و در اردوگاه ها متوجه واقعیت و محبت ایران شدند، زیرا پیش از این به ما می گفتند مجوس و به دلیل تبلیغات صدام فکر می‌کردند ایرانی ها آتش پرستند! ‌      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
( ۶ ) دفاع مقدس به روایت دشمن ♦️ ژنرال «حمدانی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سپهبد راعد مجید رشید حمدانی در واحدهای زرهی مختلف ارتش عراق خدمت کرده، او یکی از افسران فعال ستادی ارتش عراق بود که فرماندهی واحدهای زرهی و شناسایی مختلفی را بر عهده داشت. حمدانی در سال [۱۹۸۲م (۱۳۶۱ش)] به گارد ریاست جمهوری عراق پیوست. همزمان با تجاوز آمریکا به عراق نیز به فرماندهی سپاه دوم گارد ریاست جمهوری عراق منصوب شد. ژنرال راعد مجید حمدانی فرمانده گارد ریاست جمهوری عراق در حکومت صدام، برخی از مسائل مربوط به عملیاتهای ارتش عراق و عملیاتهای ایران در جنگ تحمیلی را تجزیه و تحلیل و نقاط قوت و ضعف آنها را بررسی کرده است. ♦️حمدانی بعضی از مسائل مربوط به عملیاتهای ارتش عراق و عملیات های ایران در جنگ هشت ساله را تجزیه و تحلیل کرده و نقاط قوت و ضعف دو طرف را مورد بررسی قرار داده است. ♦️یکی از دلایل اهمیت دیدگاههای راعد مجید حمدانی این است که او یک نظامی عراقی بوده که مدتی را در لشکر و سپس گارد ریاست جمهوری عراق، یعنی عالی ترین سطوح نظامی این کشور گذرانده و مدام به فکر پیروز شدن بر شیوه های جنگی رزمندگان ایرانی بوده است. ♦️به نظر ژنرال حمدانی عراقی ها هیچ طرح نبرد واقعی با اهداف عملیاتی یا حتی طرح هماهنگ تاکتیکی . ظاهراً صدام معتقد بود که تهاجم به ایران به سرعت به حکومت اسلامی منجر می شود و به جای آن حکومتی قرار می گیرد که نواحی زیادی از جنوب غرب ایران را به عراق می‌کند. ♦️آنگونه که ژنرال حمدانی مشخص نموده، تنها رویکرد عملیاتی که صدام دنبال می‌کرد تصرف و اشغال مکان و سپس دفاع از آن و الحاق آن به عراق بود. حمدانی در پاسخ به یکی از سؤالات درباره شخصیت صدام، با اشاره به شخصیت او می‌گوید: «صدام عمری با این زندگی می‌کرد که در یک لحظه ممکن بود این شخصیت ها را بروز دهد. هر چه سن او بالاتر می رفت، او کمتر و او بیشتر می‌شد. وقتی جوان بودم و در جلسه‌یی با او شرکت داشتم، نبض من ۱۵۰ بار در دقیقه می‌زد چون شما نمی‌دانستید باید منتظر چه چیزی باشید و چه موضوعی پیش می آید. ♦️در دسامبر [۱۹۸۶م) (آذر ۱۳۶۵ش)] ایرانیان تنها عملیات فریبی در منطقه مرزی میان دو سپاه [عراق] انجام دادند. این عملیات فقط یک روز طول کشید و دو سپاه عراقی بدون هیچ مشکل خاصی منطقه خود را حفظ کردند. طالع الدوری و رشید بیدرنگ شروع به نمایی تلفات احتمالی ایرانیان کرده هر یک به تدریج رقم بالاتری برای کشته های ایرانیان اعلام می‌نمودند تا را تحت تأثیر قرار دهند. اطلاعات ما نشان می‌داد ایرانیان قصد دارند به حمله کنند. اما با توجه به این تلفات که این دو تن اعلام کرده بودند، عاقلانه این بود که بپذیریم ایرانیان حمله به بصره را دست کم شش ماه به تأخیر می اندازند. به علت حجم بالایی که برای تلفات دشمن ادعا شده بود، ♦️صدام این نبرد را نبرد روز بزرگ - معركه العظيم - نامید. با این احتمال که حمله ایرانیان شش ماه عقب افتاده، به نیروها راحت باش و مرخصی داده شد و آنها را برای سازماندهی مجدد و گذراندن آموزشهای بیشتر به مناطق پشت جبهه بردند. این برای همه فرماندهان و سربازان فرصتی برای استراحت بود. ♦️ممکن است فرماندهان سپاه ها به بغداد گفته باشند اما آنچه مسلم است نیروهای خط مقدم و فرماندهان تیپ‌های مقدّم می‌دانستند که ایرانی را نکشته اند. بنابراین باید کسانی در بغداد از حقیقت ماجرا می شدند. ♦️حمدانی: وقتی کسی واقعاً زیر فشار باشد و از به راحتی خودش را می زند. ❓سؤال: آنها از واکنش صدام بیشتر از نیروهای دشمن می ترسیدند، درست است؟ ♦️حمدانی: ! آنها با این کار یعنی بزرگ نمایی تلفات دشمن، صدام را خوشحال می کردند. در (۶ ژانویه ۱۹۸۷م ۱۶) (دی ۱۳۶۵ش) ژنرال نزار الخزرجی به جای ژنرال سعدالدین به ریاست ستاد مشترک ارتش عراق منصوب شد. ‌‌‍      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
( ۷) دفاع مقدس به روایت دشمن ♦️ در شب‌های ۹ و ۱۰ ژانویه همان سال [۱۹و ۲۰ دی ۱۳۶۵ ش] دشمن [ایران] با استفاده از برتری که تنها ۱۶ روز پیش از آن در عملیات ۲۴۱ دسامبر [۱۹۶۸م) ۳ دی ۱۳۶۵ ش) نصیبش شده بود، به بصره حمله کرد. ♦️در آن زمان الدوری که فرمانده سپاه سوم بود مسئولیت دفاع از بصره را بر عهده داشت. او حتی اگر فرمانده خوبی هم بود ایرانیان با برتری عظیمی که داشتند به هر حال به پیروزی‌یی هر چند کوچک دست می یافتند. لشکر ۱۱ پیاده عراق به فرماندهی عبد الواحد شنان آل رباط جلو یکی از حملات ایرانیان در منطقه شرم شک در امتداد شط العرب [ اروند رود] را گرفت. سایر واحدهای مستقر در این منطقه عبارت بودند از: لشکر ۱۲ به فرماندهی سرتیپ طاها، لشکر ۵ مکانیزه به فرماندهی سرتیپ یوسف، لشکر ۸ پیاده به فرماندهی سرتیپ اسماعیل و لشکر ۳ زرهی به فرماندهی سرتیپ سلمان که در شمال بصره مستقر بود. ♦️فرماندهان این پنج لشکر همگی فرماندهان ممتازی بودند. برآورد اولیه ما حاکی از این بود که تعداد نیروهای ایران در این جبهه حدود ۳۰۰ هزار نفر است اما ایرانیان اعلام کردند نفر را در بخش جنوبی جبهه متمرکز کرده اند. حمله ایرانیان از جزیره آغاز شد که نیروهای ویژه عراق از آن دفاع می‌کردند و فرماندهی آنها بر عهده سرتیپ بود. این حمله در شب‌های [۹ و ۱۰ ژانویه ۱۹ و ۲۰ دی] انجام شد. لشکر ۸ در شرق ماهی منهدم و فرمانده آن در قرارگاه این لشکر در پاسگاه مرزی بوبیان شد. لشکر ۱۱ که در منطقه باغستان مستقر بود به لشكر ۸ کمک کرد تا بتواند منطقه اش را حفظ کند. الدوری فرمانده سپاه سوم به جای آنکه همه تیپ‌های لشکر ۱۲ را بیدرنگ با هم اعزام نماید، آنها را به صورت جداگانه حرکت داد. در نتیجه تیپ ۳۷ زرهی به طور کامل شد به طوری که حتی هم از این تیپ باقی نماند. فرماندهی آن الشیخلی نیز شد. اداره این عملیات برعهده سپاه سوم بود. ♦️الدوری به جای آنکه هر بار یک تیپ را وارد عمل کند باید صبر می کرد تا دشمن کاملا در محاصره بیفتد. تیپ ۳۷ به این علت منهدم شد که شبانه به باغستان اعزام گردید. بعدها خود من جای شنی همه تانک های تیپ ۳۷ را بر روی زمین منطقه مشاهده کردم. کشته ها در سرتاسر منطقه پراکنده بود. ♦️ از زمان سقوط فاو تا این نبرد، گارد ریاست جمهوری از لشگر به یک سپاه متشکل از لشکرهای زرهی مدینه منوره، پیاده بغداد و نیروهای ویژه ارتقا یافته بود. در آن زمان ♦️فرمانده لشکر مدینه منوره به عهده سرلشکر بود که بعدها در سال ۱۹۹۱م (۱۳۷۰ ش) به ریاست نیروهای مسلح منصوب شد. نیروهای ایرانی با عبور از پل خالد شدند. گارد ریاست جمهوری با پاتک‌هایی که انجام داد آنها را در نزدیکی دریاچه ماهی متوقف کرد. اما ایرانیان به شهرک طاهر دست یافته، آن را اشغال کردند، ۳ گارد ریاست جمهوری توانست بعضی مناطق را از آنها پس بگیرد. در این نبرد که ۲۴ ساعت طول کشید، ♦️تیپ ۵۶ عراق شد. مسئولیت بازپس گیری بخش شمالی دریاچه ماهی هم به من سپرده شد که در [۱۸ ژانویه ۲۸ دی] اقدام به پاتک کردم. گارد ریاست جمهوری دو جزیره طویلی و شط الاهلاوت را باز پس گرفت. در ادامه، لشکر زرهی مدینه منوره به طرف منطقه اطراف جاسم پیشروی کرد. در این صحنه عملیاتی کوچک، نیروها بسیار متراکم و آتش نیز کاملاً متمرکز بود. مسئولیت عملیات بر عهده سپاه سوم بود ولی دستورات گارد ریاست جمهوری را خود صادر می کرد. البته هماهنگی لازم بین سپاه سوم و گارد ریاست جمهوری وجود داشت. ♦️صدام پاتک نیروهای گارد ریاست جمهوری را حصادالکبر (درو یا برداشت بزرگ) نامید، زیرا اجساد کشته های دو طرف همچون خرمن‌های گندم بر روی هم جمع شـد. ‌‌‍‌‎ کانال بچه های جبهه وجنگ      ‌‌‍‌‎‌     ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
( ۸ ) دفاع مقدس به روایت دشمن ♦️ نیروهای سپاه سوم، نیروهایی پدافندی بودند. گارد ریاست جمهوری نیرویی بود که باید به دشمن حمله می‌کرد. این طرح از نظر راهبردی طرح نبود و این موضوع را در [۱۱ سپتامبر ۱۹۹۴م) به گفتم. ماهیت این مسئله نوعی کنش و واکنش بود. لشکر ۱۱ و تیپ ۸۶ پیاده قرار بود یک روز در این عملیات شرکت داشته و سپس عقب نشینی کنند زیرا ایرانیان می خواستند مناطقی را که در نزدیکی بصره به دست آورده بودند را حفظ کنند. ♦️ بصره به طور بالقوه اهمیتی راهبردی بالایی برای دو طرف داشت. به این ترتیب، عراق نمی خواست ایرانیان بصره را اشغال کنند. علی حسن المجید، در این مورد گفت: این تلاش ایرانیان نشانگر گام هایی ست که آنها برای اشغال بصره و اعلام جمهوری اسلامی دیگری در آنجا برداشته اند. این موضوع برای صدام نوعی چالش بود. من در تحلیل شخصی ام به او گفتم که دشمن از نظر نیروی پیاده بر ما دارد ولی از نظر زرهی و هوایی، ما بر دشمن برتری داریم. ♦️یک سپاه زرهی داشتیم و می توانستیم دشمن را در خرمشهر و شلمچه در پشت رود کارون محاصره کرده، گیر بیندازیم. اگر می‌توانستیم از این برتری استفاده کنیم، لشکر زرهی مدينه منوره و لشکرهای ۳ زرهی و ۵ مکانیزه می‌توانستند به دشمن حمله کرده، نیروهایش را منهدم کنند. در این مقطع، دو طرف متخاصم مصمّم بودند تا سرحد مرگ با هم بجنگند(ا ) فرمانده زیرک از نقاط قوتش علیه نقاط ضعف دشمن استفاده می‌کند. ♦️ ژنرال آندره بوفر فرمانده که هدایت نبرد ۱۹۵۶م (۱۳۳۵ش) در مصر بحران سوئز را بر عهده داشت معتقد بود برای رسیدن به پیروزی نظامی باید از برتری مان استفاده کنیم و طرح مورد نظرمان را پیش ببریم و دوم اینکه آزادی عمل برای خود قایل شویم. با توجه به این اصول، دو طرف تقریباً در موقعیت برابری قرار داشتیم و شاید هم موقعیت ایران اندکی بود؛ زیرا ما بودیم و عمل هم نداشتیم. اگر زمانی که از نظر زرهی برتری داشتیم، سپاه زرهی مان را به کار گرفته بودیم و زمانی که از نظر کمیت و کیفیت قدرت هوایی برتری داشتیم از قدرت هوایی مان استفاده کرده بودیم در این صورت می‌توانستیم آزادی عمل را نقطه قوتی کنیم گزینه مورد نظرمان را انتخاب نماییم. ♦️ولی میدانستم که فرماندهان ایرانی آزادی عمل بیشتری دارند و در زمان خود تاکتیک هایشان را عوض میکنند ؛ ولی ما با اینکه نظامی بودیم ولی مطیع صدام بودیم صدام شخصیت دوگانه ای داشت گاهی واقعیت میدان جنگ را می پذیرفت وگاهی اصلا کاری به واقعیت میدانی ونظرات فرماندهان اعتنایی نمیکرد . واز در تهدید با فرماندهان خود وارد میشد این اصلاً خوب نبود ‌‌‍ کانال بچه های جبهه وجنگ      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
( ۹ ) دفاع مقدس به روایت دشمن ♦️ صدام دوست نداشت از ما بشنود که از دیگران، چه آمریکایی، چه اسرائیلی و یا هرکس دیگری چیزی یاد گرفته ایم. برای نمونه، همیشه گفته ام که سرباز عراقی نود درصد از تجربه اش را از عشیره اش یاد می‌گیرد در حالی که سرباز آمریکایی تحصیل کرده و متمدن می نماید و در صحنه درگیری بهتر از سرباز عراقی برای یافتن راهکارهای جایگزین تلاش می‌کند..... ♦️الدورى در آغاز تجاوز (عراق) فرماندهی لشکر نهم پیشرو به طرف اهواز را بر عهده داشت. رژیم عراق منطقه خوزستانِ ایران را چون عمدتاً عرب نشین است، عربستان می نامید! علت پیشروی عراقی ها در خوزستان این بود که فکر می‌کردند نیروهایشان برای [به اصطلاح] آزادسازی اعراب ساکن این منطقه وارد عمل شده اند و به راحتی می توانند به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند. اما اعراب خوزستان که عملاً خود را ایرانی می‌دانند علیه ارتش متجاوز عراق وارد جنگ شدند. ♦️الدوری مشکلات سیاسی عمده‌یی برای ارتش عراق ایجاد کرد. در طول جنگ نیروهای الدوری ۵۶ نفر از مردم خوزستان را دستگیر کردند که همگی چون بودند و از کشورشان دفاع می.کردند علیه ما مسلّح شده بودند. اما الدوری هرکس از مردم خوزستان را که علیه عراقی ها اقدام می‌کرد، عراقی‌هایی می دانست که به دیگر عراقی ها خیانت کرده اند و آنها را به جرم این خیانت می‌نمود و به این کارها می کرد! ... ♦️ الدوری پس از اعدام مردم (خوزستان) به این کارش افتخار می کرد و این واقعیت را فراموش کرده بود که این افراد پیش از اینکه متعلق به منطقه باشند، از عشایر خوزستان هستند. تصوّر اولیه رژیم عراق این بود که بیشتر مردم منطقه خوزستان خوشحال می شوند که از [ به اصطلاح] سلطه ایرانیان آزاد شوند اما وقتی کسی یکی از عشایر عرب را می‌کشت، همه عشیره را با خود می‌کند. ♦️الدوری با وجودی که از این نوع رفتار عشیره آگاه بود، ۵۶ نفر از خوزستان را اعدام کرد. این افراد نبودند که قلمداد شوند. گذشته از این او در مواجهه با عشیره های عرب منطقه رفتار نشان داد و در نتیجه کل منطقه او و به تبع آن علیه نیروهای عراقی تحریک شدند. ♦️ اما عجیب این بود که به جای آنکه او را برای این اقدام موآخذه کند، آن را اقدمی توصیف کرد!! ... ♦️ لشکر سوم از لشکرهای اصلی و موفق ما بود. شیتنه فرمانده نخبه لشکر ۱۲ عراق بود که می دانست دشمن قصد دارد از کند ولی فکر نمی‌کرد تعداد نیروهای ایرانی (متشکل از :ارتش، سپاه و بسیج) نیروهایش باشد. ((احتمالاً در این امار اغراقی وجوددارد)) ♦️نیروهای ایرانی نیروهای نامتعارف و پرتعدادی بودند که . آنها عملیات عبور از رودخانه را که بسیار طراحی کرده بودند در تاریکی شب آغاز نمودند و به این ترتیب در موج اولیه حمله شان توانستند سرپل های متعددی در امتداد کرانه های شط العرب [ اروند] ایجاد کنند. بر اساس رویکردهای جنگ جهانی دوم، پاسخ مناسب عراقی ها به این حمله می‌توانست حمله بیدرنگ به سرپلهای ایرانیان باشد. ♦️ شیتنه بر خلاف رسم معمول می خواست دشمن را به داخل میدان جنگ بکشاند و سپس نیروهایش را منهدم کند اما تعداد نیروهای ایرانی چنان زیاد بود که استحکامات عراقی تاب در برابر آنها را نداشت. از این رو شیتنه تلاش کرد نیروهایش را در مقابل تیپ های اصلی ایرانیان متمرکز کند، ولی نتوانست از بکاهد و به همین علت نیروهایش به جای آنکه اقدام به پاتک کنند به تدریج در رفتند. این اشتباه و طرحریزی ضعیف سبب ، شد ایرانیان بتوانند لشکر سوم (عراق) را کنند. ‌‌ کانال بچه های جبهه وجنگ      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
خط ( ۱۲ ) دفاع مقدس به روایت دشمن ♦️ ایران در آغاز نبرد از نظر راهبردی بر ما برتری داشت زیرا هر دو طرف درگیر، ۶۰ درصد از نیروهایشان را در شمال عراق مستقر کرده بودند اما ایرانیان شبه جزیره فاو و بسیاری نقاط مرزی دیگر را در اشغال خود نگه داشتند. ♦️در آن زمان نزار الخزرجی تعداد زیادی از افسران بلند پایه ارتش عراق را تنها به این علت کرد که نتوانسته بودند به برتری بر ایرانیان در زمینه نیروی انسانی فایق آیند و از دستیابی به منطقه سلیمانیه جلوگیری کنند. ♦️ معرفی چند فرمانده بلند مرتبه و خاطراتشان 🔸 نزار الخزرجي ارتشبد «نزار الخزرجی» فرمانده سابق ستاد کل بعث عراق از اسرار جنگ ایران - عراق در سال های [۱۹۸۸ - ۱۹۸۰] و دلایل وفاداری اش به رژیم سابق «صدام» در زمان فرماندهی ستاد کل ارتش عراق در سال [۱۹۸۷] و استعفا از این منصب همزمان با پایان یافتن جنگ سخن گفت. ♦️ نزار الخرزجی خود گام به گام تمامی حوادث جنگ ایران و عراق را که در آغاز با عنوان و سپس با سمت فرمانده لشکر و بعدها به عنوان مدیر کل وزارت دفاع و معاون ریاست ستاد ارتش و درنهایت در سالهای پایانی جنگ به عنوان ستادکل ارتش عراق در آن حضور داشت روایت می‌کند. ♦️ وی که با شبکه خبری "کتابات عراق" سخن می‌گفت از واقعیت های سرمایه گذاری کشورهای حوزه خلیج فارس به ویژه مشارکت ، سودان، یمن و اردن در این جنگ سخن گفت و از بعضی اختلافات پیرامون حجم این سرمایه گذاری ها و میزان سهم هر یک از کشورهای عربی این گونه گفت: حمایتهای کشورهای حوزه خلیج فارس از عراق در طول هشت سال جنگ از ده درصد کل هزینه های این جنگ فراتر نمی رود و گردانی که حسین پادشاه اردن قول آن را به ارتش عراق داده بود، در نهایت به یک مجموعه هزار نفری که اکثرشان را زندانیان اردنی تشکیل می دادند کاهش یافت. این در حالی ست که یمن هر شش ماه یک بار، یک تیپ را برای آموزش نظامی به عراق می فرستاد! این فرمانده نظامی سابق بعث عراق در مورد تفاهمنامه عراق با مبنی بر صنعتی سازی جنگ هم گفت نتیجه این تفاهمنامه از دست رفتن بودجه ارسالی عراق بود چرا که دولت مصر در مقابل مبلغ دریافتی، تانک‌های مستهلک و فرسوده یی را به عراق ارسال کرد اما صدام حسین نکرد و برای حفظ روابط عراق با مصر دستور پرداخت کل مبلغ را صادر نمود. ♦️سپهبد خزرجی همچنین در ادامه از نقش کشور لیبی از زمان اصابت نخستین موشک «اسکاد» در بغداد از سوی ارتش ایران مدعی شد این موشک‌ها را «معمر قذافی» در پناه‌ ایران قرار داده بود. الخزرجی از تحمیلی عراق علیه ایران و بازی آمریکا با ارتش عراق گفت:: آمریکا همیشه میخواست این جنگ . شود، چرا که به نظر می رسید اطلاعات عملیات آزادسازی منطقه «فاو» از سوی آمریکایی ها در اختیار نیروهای ایرانی قرار می گیرد. او هم اکنون که به تفصیل به فرار وی از عراق در سال [۱۹۹۶] و پناهندگی اش در و صدور حکم تبعید در سال ۲۰۰۱ به اتهام مشارکت بمباران شیمیایی حلبچه در مارس [۱۹۹۸] و سپس فرار از دانمارک و ورود پنهانی به عراق در سال [۲۰۰۳] و نقشش در کودتایی که قبل از هجوم نیروهای آمریکایی به عراق علیه رژیم حسین انجام شد می پردازد. ♦️حضور صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق در مجموعه خاطرات ارتشبد خزرجی از اولین دیدارش در سفارت عراق در مسکو در سال [۱۹۷۱] بخش وسیعی از خاطرات او را در بر می گیرد. در آن زمان خزرجی نائب رئیس نظامی عراق و معاون ریاست قوا بود و الخزرجی برای ابراهیم الانصاری رئیس ستاد ارتش عراق در زمان انقلاب بعث [۱۹۶۸] میانجیگری کرد و صدام هم به وعده خود وفا نمود. نقطه این جاست که دوست الخزرجی که او را به صدام کرد - فاضل براک - همان کسی که بعدها به مدیریت سازمان و اطلاعات منصوب می شود و در سال [۱۹۹۱] توسط صدام می‌گردد. از آن لحظه رابطه خاصی میان این دو مرد شکل گرفت. ‌‌‍‌ کانال بچه های جبهه وجنگ      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
/( ۱۸) دفاع مقدس به روایت دشمن عبيد محمد الكعبي ♦️ سپهبد عبید محمد الکعبی در سال [۱۹۶۴م (۱۳۴۳ش)] به نیروی دریایی عراق پیوست. آموزش جنگ افزارهای زیر آبی در مصر، دوره آموزش علوم دفاعی در دانشکده ستاد هند از جمله آموزشهای ایشان بود. وی در سال [۱۹۸۷م (۱۳۵۶ش)] به ریاست اداره آموزش نیروی دریایی عراق منصوب شد. ژنرال الکعبی در سال [۱۹۸۰م (۱۳۵۹ ش)] معاون عملیات نیروی دریایی شد و دوسال بعد هم به فرماندهی این نیرو منصوب شد. ♦️ علوان حسون العبوسي سرلشکر علوان حسون العبوسی در سال [۱۹۶۳م (۱۳۴۲ش)] به نیروی هوایی عراق پیوست. در طول جنگ ایران و عراق فرماندهی بعضی پایگاه ها، گروه ها و اسکادران های مرکب هوایی را بر عهده داشت و در اواخر جنگ هم به سرپرستی و جانشینی رئیس اداره آموزش نیروی هوایی عراق منصوب شد. عبوسی می گوید: ♦️عراق از روز ۲۸ سپتامبر [۱۹۸۰م) (۶ مهرماه ۱۳۵۹ش) خواهان پایان بود وصدام در شب همین روز در این زمینه سخنرانی کرد. همچنین به ما دستور داده شد برای سه روز همه پروازهای جنگی را کنیم. اما ایران با استفاده از موقعیت همه پایگاه ها، ما را کرد. صدام حدود ۲۴ ساعت دیگر هم صبر کرد و پس از آن بار دیگر عملیات های نظامی را از سرگرفتیم. ... صدام هیچ یا تجربه یی در زمینه نیروی هوایی نداشت. این خیرالله بود که به نیروی هوایی می آمد، با هواپیماهای ما پرواز می‌کرد و ارتباط نزدیکی با کارکنان این نیرو داشت. ... ♦️الجبوری در سال [۱۹۷۹م] فرمانده نیروی هوایی عراق شد. او خلبان هواپیماهای انگلیسی هانتر (Hunter) بود و در آموزش دیده بود. افزون بر این، فرد جسور و متهوری بود که برای نیروی هوایی کاملاً مناسب می‌نمود و به طور مداوم در تمرینات آموزشی شرکت می کرد. الجبوری یک بار پس از شرکت در جلسه توجیه تمرین آموزشی پایگاه هوایی حوریه، شخصاً در این تمرینات شرکت کرد. جلسات زیادی با خلبانها برگزار می‌کرد و ارتباط خوبی هم با خدمه هوایی داشت. ♦️ نیروی هوایی عمدتاً به دست افسران شایسته اداره می‌شد و امکان پیوستن افسران نالایق به این نیرو وجود نداشت. افزون بر این ژنرال خیرالله شخصاً نیروی هوایی را هدایت می‌کرد. ما همیشه می‌گفتیم اگر زنده بود، عراق هرگز به حمله نمی کرد. بجز عدنان به حرف هیچ کس گوش نمی داد. وقتی عدنان توسط او کشته شد، ارتش عراق هم با او ! ♦️ خیر الله آدم خوبی بود. از دوستان من بود و هنگامی که فرمانده آموزش نیروی هوایی بودم گاهی در مورد کارهایش می‌گفت: می خواهم این کار را بکنم، ممکن است به من کمک کنید؟ من هم با توجه به ارتباط دوستانه یی که با او داشتم، درخواست هایش را انجام می دادم. او میخواست توان رزمی نیروی هوایی را ارتقا دهد. برایمان ضایعه بزرگی بود. ♦️ البته با مرگ او زمینی هم از دست رفت؛ زیرا افرادی مانند علی حسن المجید که سکان هدایت این نیرو را به دست داشتند، سیاستمدارانی بودند که هیچ چیز از امور نمی دانستند و ابتدا فقط آنها در کار نیروی زمینی دخالت می‌کردند، اما بعدها شخص هم مداخله در امور این نیرو را آغاز کرد. ... همیشه می‌گفت سربازان خوب، های خوبی هستند، حتی اگر بعثی هم نباشند. ... الدورى فقط حرف میزد و هرگز تأثیر یا نفوذش بر نیروی زمینی به اندازه نزار الخزرجی نبود. ♦️ همان طور که گفتم آموزش ها را تشدید کردیم تا توانمندی های نیروی هوایی عراق را در مقابل نیروی هوایی ایران متوازن کنیم. من در آن زمان فرمانده ناوگان هوایی بودم و نمی توانستم بگویم اجرای این حمله و کسب موفقیت در آن ممکن است یا غیر ممکن. بنابراین، حدود ۱۸ ساعت پیش از این عملیات، به خلبانهای زیر امرم گفتم گرچه مأموریت شما به ظاهر عملیاتی علیه ایران به نظر می‌رسد ولی در واقع مأموریتی آموزشی در قالب برنامه های وسیع آموزشی ست که ماه ها بر روی آن کارکرده ایم. ... توضیح👇 🔻البته در این گزارش ژنرال عراقی یک تناقض است مبنی بر اینکه صدام بعداز آغاز تجاوز نظامی در 31 شهریورسال 59 میخواست جنگ را تمام کند وایران با واکنش وحمله به پایگاهای هوایی عراق سبب ادامه جنگ شد ؛ 👈 ایران در مقابل حمله وتجاوز گسترده زمینی وهوایی عراق قانوناً حق دفاع از کشور وملت را داشت ! ‌‌‍‌‎ کانال بچه های جبهه وجنگ      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
/( 19) دفاع مقدس به روایت دشمن عبيد محمد الكعبي ♦️ سپهبد عبید محمد الکعبی در سال [۱۹۶۴م (۱۳۴۳ش)] به نیروی دریایی عراق پیوست. آموزش جنگ افزارهای زیر آبی در مصر، دوره آموزش علوم دفاعی در دانشکده ستاد هند از جمله آموزشهای ایشان بود. وی در سال [۱۹۸۷م (۱۳۵۶ش)] به ریاست اداره آموزش نیروی دریایی عراق منصوب شد. ژنرال الکعبی در سال [۱۹۸۰م (۱۳۵۹ ش)] معاون عملیات نیروی دریایی شد و دوسال بعد هم به فرماندهی این نیرو منصوب شد. ♦️ علوان حسون العبوسي سرلشکر علوان حسون العبوسی در سال [۱۹۶۳م (۱۳۴۲ش)] به نیروی هوایی عراق پیوست. در طول جنگ ایران و عراق فرماندهی بعضی پایگاه ها، گروه ها و اسکادران های مرکب هوایی را بر عهده داشت و در اواخر جنگ هم به سرپرستی و جانشینی رئیس اداره آموزش نیروی هوایی عراق منصوب شد. عبوسی می گوید: ♦️عراق از روز ۲۸ سپتامبر [۱۹۸۰م) (۶ مهرماه ۱۳۵۹ش) خواهان پایان بود وصدام در شب همین روز در این زمینه سخنرانی کرد. همچنین به ما دستور داده شد برای سه روز همه پروازهای جنگی را کنیم. اما ایران با استفاده از موقعیت همه پایگاه ها، ما را کرد. صدام حدود ۲۴ ساعت دیگر هم صبر کرد و پس از آن بار دیگر عملیات های نظامی را از سرگرفتیم. ... صدام هیچ یا تجربه یی در زمینه نیروی هوایی نداشت. این خیرالله بود که به نیروی هوایی می آمد، با هواپیماهای ما پرواز می‌کرد و ارتباط نزدیکی با کارکنان این نیرو داشت. ... ♦️الجبوری در سال [۱۹۷۹م] فرمانده نیروی هوایی عراق شد. او خلبان هواپیماهای انگلیسی هانتر (Hunter) بود و در آموزش دیده بود. افزون بر این، فرد جسور و متهوری بود که برای نیروی هوایی کاملاً مناسب می‌نمود و به طور مداوم در تمرینات آموزشی شرکت می کرد. الجبوری یک بار پس از شرکت در جلسه توجیه تمرین آموزشی پایگاه هوایی حوریه، شخصاً در این تمرینات شرکت کرد. جلسات زیادی با خلبانها برگزار می‌کرد و ارتباط خوبی هم با خدمه هوایی داشت. ♦️ نیروی هوایی عمدتاً به دست افسران شایسته اداره می‌شد و امکان پیوستن افسران نالایق به این نیرو وجود نداشت. افزون بر این ژنرال خیرالله شخصاً نیروی هوایی را هدایت می‌کرد. ما همیشه می‌گفتیم اگر زنده بود، عراق هرگز به حمله نمی کرد. بجز عدنان به حرف هیچ کس گوش نمی داد. وقتی عدنان توسط او کشته شد، ارتش عراق هم با او ! ♦️ خیر الله آدم خوبی بود. از دوستان من بود و هنگامی که فرمانده آموزش نیروی هوایی بودم گاهی در مورد کارهایش می‌گفت: می خواهم این کار را بکنم، ممکن است به من کمک کنید؟ من هم با توجه به ارتباط دوستانه یی که با او داشتم، درخواست هایش را انجام می دادم. او میخواست توان رزمی نیروی هوایی را ارتقا دهد. برایمان ضایعه بزرگی بود. ♦️ البته با مرگ او زمینی هم از دست رفت؛ زیرا افرادی مانند علی حسن المجید که سکان هدایت این نیرو را به دست داشتند، سیاستمدارانی بودند که هیچ چیز از امور نمی دانستند و ابتدا فقط آنها در کار نیروی زمینی دخالت می‌کردند، اما بعدها شخص هم مداخله در امور این نیرو را آغاز کرد. ... همیشه می‌گفت سربازان خوب، های خوبی هستند، حتی اگر بعثی هم نباشند. ... الدورى فقط حرف میزد و هرگز تأثیر یا نفوذش بر نیروی زمینی به اندازه نزار الخزرجی نبود. ♦️ همان طور که گفتم آموزش ها را تشدید کردیم تا توانمندی های نیروی هوایی عراق را در مقابل نیروی هوایی ایران متوازن کنیم. من در آن زمان فرمانده ناوگان هوایی بودم و نمی توانستم بگویم اجرای این حمله و کسب موفقیت در آن ممکن است یا غیر ممکن. بنابراین، حدود ۱۸ ساعت پیش از این عملیات، به خلبانهای زیر امرم گفتم گرچه مأموریت شما به ظاهر عملیاتی علیه ایران به نظر می‌رسد ولی در واقع مأموریتی آموزشی در قالب برنامه های وسیع آموزشی ست که ماه ها بر روی آن کارکرده ایم. ... توضیح👇 🔻البته در این گزارش ژنرال عراقی یک تناقض است مبنی بر اینکه صدام بعداز آغاز تجاوز نظامی در 31 شهریورسال 59 میخواست جنگ را تمام کند وایران با واکنش وحمله به پایگاهای هوایی عراق سبب ادامه جنگ شد ؛ 👈 ایران در مقابل حمله وتجاوز گسترده زمینی وهوایی عراق قانوناً حق دفاع از کشور وملت را داشت ! ‌‌‍‌‎ کانال بچه های جبهه وجنگ      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷
(۲۰ ) دفاع مقدس به روایت دشمن حامد الجبوری ♦️حامد الجبوری در زمان وزارت دولتش به عنوان سرپرست، در رأس وزارتخانه های خارجه کشور، بهداشت، اسکان کار آموزش و پژوهشهای علمی و همچنین دیوان ریاست جمهوری عراقی هم قرار داشته است. کما اینکه در طول ۲۵ سال، به عنوان نماینده عراق در بسیاری از کنفرانسهای عربی و بین المللی شرکت نموده است. با پافشاری صدام بر آغاز جنگش با ایران، در نیمه دوم سال [۱۹۸۰] روابط بین دو کشور تیره شد. ♦️ رفته رفته زد و خوردهای مرزی هم بین دو کشور به چشم می خورد. حسین سفری منطقه ای به بعضی کشورها نظیر عربستان و اردن و غیره داشت تا تأییدی برای راه انداختن این به دست بیاورد و اولین گلوله این جنگ در ۲۲ سپتامبر [۱۹۸۰] شلیک شد و منابع بسیاری تأکید کرده اند که ملک پادشاه اردن بود که این گلوله را به صورت :نمادین_شلیک کرد. ♦️حامد الجبوري: روابط بین عراق و ایران متشنج بود و این تشنج رو به افزایش می رفت. پیش از این در مکه موضوع هجوم اسلامگرای [مسلح] به حرم مکی [مسجد الحرام] رخ داد. داستان معروف سال [۱۹۷۹]. ... جرج براوون وزیر امور خارجه وقت انگلیس و شاهپور نخست وزیر سابق ایران که در پاریس اقامت داشت و نصیری در جلسه‌یی با وی را به به ایران تشویق کردند. ♦️ پیش از آغاز جنگ، روابط بین ایران و عراق پر تنش بود. در بغداد احتمال وقوع درگیری های نظامی محدود به ویژه در مناطق مرزی مورد اختلاف بین ایران و عراق بحث بود. الجبوری افزود من در بخشی از دیدارهای صدام حسین با جورج براون وزیر خارجه وقت و شاهپور بختیار نخست وزیر سابق ایران که در اقامت داشت و یک ژنرال ایرانی مقیم پاریس که گمان می‌کنم نصیری بود حضور داشتم. ♦️ در این جلسات همه کسانی که با ملاقات می‌کردند تأکید داشتند که ایران در آستانه فروپاشی ست و ارتش این کشور متلاشی شده و نیروی هوایی این کشور به علت همه آنها به گونه‌یی صحبت می‌کردند که گویا بعد از عملیات اعدام افسرانش زمینگیر شده است. نظامی به ایران صرفاً نوعی است و همین مسئله را به آغاز جنگ با ایران تشویق می کرد! ♦️رهبران عراق در آن زمان به برتری نظامی خود مطمئن بودند. عراق در آن زمان بیش از میلیون نظامی داشت و سلاحهای پیشرفته‌یی که عمدتاً ساخت شوروی بود در اختیار این کشور قرار می‌گرفت و بعداً هواپیماهای پیشرفته فرانسوی و موشک های اگزوست در اختیار ارتش صدام قرار گرفت. ♦️الجبوری درباره عراق از ایران در مراحل بعدی جنگ گفت: ایرانی‌ها در مراحل میانی جنگ از دکترین نظامی راه انداختن موجهای انسانی استفاده کردند. ایرانی‌ها از نظر روانی و به خاطر توانستند بر عراقی‌ها شوند. ♦️من در اوایل جنگ از زبان عزت ابراهیم الدوری که شخص عراق پس از بود، شنیدم که می‌گفت: اگر این جنگ شش ماه هم طول بکشد، ما ادامه می‌دهیم! اطلاعات کننده‌یی که به مقامات عراقی رسیده بود چنین تصوری ایجاد کرده بود که این جنگ بسیار به پایان خواهد رسید. وی در ادامه با اشاره به کمک آمریکا و کمک مالی به عراق در زمان جنگ با ایران و دو بار سفر دونالد به بغداد برای دیدار با صدام گفت: ♦️من در دیدار رامسفلد با صدام حضور نداشتم و چیزی از محتویات آن نمیدانم اما آمریکا بسیار حساسی را که از طریق و هواپیماهای آواکس به دست آورده بود در اختیار رهبران قرا می داد. این اطلاعات به وزارت امور خارجه می‌رسید و ما آن را در اختیار (صدام) جمهور قرار می‌دادیم. ‌‌‍ کانال بچه های جبهه وجنگ جاماندگان ...      ‌‌‍‌‎‌@seYed_Ekhlas🇮🇷