eitaa logo
دوتا کافی نیست
48.8هزار دنبال‌کننده
9.3هزار عکس
1.8هزار ویدیو
36 فایل
کانالی برای دریافت اخبار مهم و نکات ناب در زمینه فرزندآوری، خانواده و جمعیت (دوتا کافی نیست، برگزیده دومین رویداد جایزه ملی جمعیت در بخش رسانه) ارتباط با مدیر @dotakafinist3 تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3841589734Cc5157c1c6e
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۱۶۸ می‌خوام برم به ۱۲سال پیش، روزهایی که سال۱۳۹۲ داشت نفس های آخرش رو می کشید. اون روزها من مشغول درس خوندن برای شرکت در کنکور بودم که به واسطه ی مادر صمیمی ترین دوستم همسرم اومدن خواستگاریم. جالب این بود که هر دو در مراسم خواستگاری تجربه ی اول و الحمدلله آخر هم بودیم😍 روزهای آخر اسفند و فروردین ماه کارهای خواستگاری و محرمیت با کلی فراز و نشیب که همه میدونن تو این برهه از زمان هست، گذشت. ما اردیبهشت ۱۳۹۳ به دور از تجملات و تالار و ... و با حلقه هایی که درسته طلا نبود اما برای ما ارزشش از طلا خیلی بیشتر بود، عقد کردیم و ۶ماه بعد عروسی گرفتیم و رفتیم سر زندگیمون. ما جز اون دسته از عروس و دامادهایی بودیم که همه چیز مثل جهیزیه_عروسی و خونه مستقل رو از همون اول داشتیم. برخلاف من شوهرم خییییلی بچه دوست داشت ولی من چندان تمایلی نداشتمتا اینکه تو چکاپ هایی که چندماه بعد عروسی مون انجام دادم معلوم شد تنبلی تخمدان دارم و همین قضیه میتونست دلیلی باشه برای راحت بچه دار نشدنمون. اینجوری شد که خودمم ترسیدم و راغب شدم به اینکه زودتر بچه دار بشیم. بخاطره مشکل تنبلی تخمدانی که داشتم بموقع و عادی عادت ماهانه نمیشدم و باید همش تحت نظر می بودم و دارو مصرف میکردم. ۶ماه بعد از عروسیمون خیلی غیر منتظره وقتیکه فکر میکردم مثل هر ماه بخاطره مشکلم دوره ام عقب افتاده به اصرار دکترم که تا جواب منفی آزمایش نداشته باشی آمپول پروژسترون برات نمینویسم، آزمایش دادم و جواب مثبت بود😍 حس غریبی بود چون اصلا انتظار این خبر رو نداشتم. این کوچولو خیلی مهمون دلم نبود تا به خودمون بیایم از دست دادیمش، اون موقع معلوم نشد علت چی بود ولی بعدا دکتر احتمال داد چون تو بارداری هام فشار بالا میاد سراغم، حتما غلظت خون و فشار بالایی که ازش خبر نداشتم باعث سقط شده بود. بعد از اون سقط روزهای سختی به هر جفتمون گذشت، علل خصوص که پدر شوهر خدابیامرزم میگفت یه آرزو دارم و اون دیدن بچه تون. روزها میگذشت و من هر ماه دوره ام به تاخیر میوفتاد ولی باردار نبودم و علتش تنبلی تخمدانم بود😔 تو اون ایام خیلی دکترها رفتم، یادمه آخرین دکترم حسابی آب پاکی و ریخت رو دستم و گفت با این مشکلی که داری حداقل باید۳سال تحت درمان مداوم باشی. بعد از اون خییییلی خسته و کلافه شده بودم. ۲سال گذشته بود و من بعد از اون سقط باردار نمی‌شدم. تو بیمارستان کمالی که تو شهر کرج الحق والانصاف یه مرکز مجهز و دولتی برای زنان و زایمان و نازایی هست پرونده تشکیل دادم. ۲ماه بعد تو اوج ناباوری جواب بتام مثبت شد و من و شوهرم بین اشک و خنده گیر کرده بودیم، چون دقیقا تو اون ایام پدرشوهرم که آرزو داشت بچه مون رو ببینه رو دکتر جواب کرده بود😔 روزها گذشت و من با سختی بارداری و فشار بالا و سردردهای همیشگی و بستری شدن های طولانی تو آخرین روزهای اسفند ۱۳۹۵، پسر عزیزم رو در آغوش گرفتم با یه زایمان طولانی، سخت و معجزه ای که تا تو اتاق سزارین رفتم ولی پسرم طبیعی بدنیا اومد😍 پدرشوهرم، اومدنِ بچه ی ما رو ندید و از دنیا رفت😔 شوهرم بعد از بدنیا اومدن بچه اول،بهش مزه کرده بود و مدام بچه میخواست و همش میگفت برو تحت نظر باش تا بعدی رو بیاریم. وقتی پسر اولم۳سال و یازده ماهش بود پسر دومم تو بهمن۱۳۹۹ در اوج کرونا بدنیا اومد😍 شوهرم سر بچه اول کمتر کمک میکرد، اما برای دومی بهتر شده بود بخصوص تو دوران بارداری که نزدیک۳ماه بخاطر جفت سرراهی استراحت مطلق بودم. همه کارها رو میکرد و به نسبت بارداری اولم خیییییلی بیشتر هوامو داشت. ادامه 👇 "دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇 https://eitaa.com/dotakafinist https://eitaa.com/dotakafinist
۱۱۶۸ بعد از پسر دومم من میگفتم دوتا بسه ولی شوهرم بازم بچه میخواست و میگفتن فعلا خسته ی بارداری، زایمان و شیردهی هستی، بذار یه مدت بگذره معلوم میشه بازم بچه میخوای یا نه😁 ما وقتی یه بچه داشتیم با درآمد کم معجزه روزی بچه رو به چشم دیدیم و سر دومین پسرم قبل اومدنش خونه خریدیم و کامل مستقل شدیم. خدا روزی مون رو از جایی فرستاد که فکرشم نمی کردیم. بعد از ۲ سال که قرص ال دی میخوردم که دوره ام مرتب باشه افتادم به لکه بینی. خوب نمیشدم، کلی دکتر رفتم که تشخیص همگی این بود که دیواره رحمم نازک شده و ممکن پاره بشه و مجبور بشن رحمم و تخلیه کنن. تو همین رفت و امدها نذر کردم اگه مشکلی برام پیش نیاد برم دنبال دوباره باردار شدن و بچه ام رو وقف صاحب الزمان کنم. پیش یه فوق تخصص نازایی توی قم رفتم خانم دکتر حورا آموزگار، یه خانم دکتر مومن و کار بلد (اونموقع از کرج رفته بودیم قم زندگی میکردیم) پیشنهاد کرد سریع درمان و اقدام کنم برای بارداری چون جز گزینه های یائسگی زودرس بودم. با همه ی اینا خدا و امام زمان لطفشون رو شامل حال ما کردن و من۳ ماه بعد باردار شدم و شهریور ۱۴۰۳ پسر سومم رو بغل گرفتم با یه زایمان آسون و بدون سختی و بخیه😍 خیلیا مسخره می‌کردن و میگفتن چون ماشین میدن بچه آوردید؟؟! ولی از روزی پسر سومم قبل بدنیا اومدنش خدا یه پرشیا صفر روزی مون کرد☺️ الان پسر سومم تازه وارد ۹ ماه شده و شوهرم همچنان میگه بازم بچه میخوام و دوست دارم دورمون شلوغ باشه😊 الان که فکر میکنم میبینم این منم، یه مادر ۲۹ ساله که از بچه نخواستن و بچه دوست نداشتن رسیدم به جایی که الحمدلله مادر ۳ تا پسرم و به لطف خدا و امام زمان میخوایم بازم بچه بیاریم و جمعیت شیعه رو اضافه کنیم. اینم بگم که به لطف اهل بیت تو این سالها حداقل سالی یکبار کربلا و مشهد رفتیم، واقعا بقول شوهرم بچه هامون فدای راه امام حسین و امام زمان. اینم حتما از روزی معنوی که به برکت اومدن بچه هامون شامل حال ما هم شده. امیدوارم همگی بتونیم بچه شیعه های خوب و امام زمانی پرورش بدیم🤲🌹 اللهم عجل لولیک الفرج "دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇 https://eitaa.com/dotakafinist https://eitaa.com/dotakafinist
١١٨٢ من ۶ماه داشتم آماده شون می کردم که بهشون بگم باردارم و مادرشوهرم شک کرده بود و نگم که چه روزهایی بود. دیگه تو ماه ۷ بودم که دیدیم مجبوریم بهشون بگیم و داره شرایط ناجور می شه و من گل خریدم به مادرم گفتم و شوهرم هم شیرینی خرید و به مادرش گفت و هردو شوکه و ناراحت شدن و اکثر اطرافیان رفتار بدی داشتن به نظرشون آبروشون را تو فامیل برده بودم که در فاصله ی ۵سال ۳بچه آوردم و هر دو خانواده روشون نمی شد به کسی بگن که باردارم. خلاصه روز زایمان من رسید و بچه ها را خانه پیش مادرم گذاشتم و مجبور شدم برای بیمارستان پرستار بگیرم چون به خانواده شوهر که امیدی نبود و من هم خواهری نداشتم. دختر زیبام در اوایل سال۱۴۰۲ به دنیا اومد و در این زایمان بی حسی از کمر جواب نداد و بیهوش کاملم کردن که عوارضش هم بیشتر بود. از روزی مادی سومین بچه، بعد از ۵سال شغل شوهرم با کارشناسی ارشدش درست شد و یه جورایی از دست همه فرار کردیم و خانه ای اجاره کردیم که یک طبقه و ویلایی بود، اطراف شهر و بچه ها بیشتر بهشون خوش میگذشت و آزادتر بودن، به خاطر کرایه خانه ها بعد یک سال مجبور شدیم بریم خیلی بیشتر از شهر فاصله بگیریم حدود نیم ساعت یا بیشتر و در خانه های سازمانی که خیلی خرج داشت و کرایه خونه سازمانی هم به محض ورود ما ۱۶برابر بیشتر شد ولی خیلی بزرگ و خوب و سر سبزه🙂. بعد از ۱سال و ۸ماه با توسل به حضرت زهرا و امام حسین،شوهرم که مخالف صددرصدی بچه دار شدن بود راضی شد و که باز باردار بشم و چندماه بعد راحت باردار شدم🥰 و بچم ان شا الله ۲ماه دیگه به دنیا میاد😍 با اینکه سختمه دست تنها با ویار سخت ۲ماهه، با ۳تا بچه کوچیک و ۴بار اتاق عمل و جراحی در ۷سالو نیم🥴 و ۷بار اثاث کشی دست تنها در طول ۱۱سال زندگی😐 و این که شوهرم به خاطر طرز تربیتش اصلا کار خونه بلد نیست و دوست نداره، ولی باز خوشحالم که شاید بتونم یه سرباز به سربازهای امام زمان اضافه کنم.🥰 از حالا تو فکرم که نذر و نیاز کنم که خدا شوهرم را راضی کنه برای بچه های بیشتر، چون واقعا بیشتر از ۳تا بچه خط قرمز فامیل ما و شوهرم ایناست و فقط شاید یکی دونفر بیشتر از ۳تا بچه دارن که اونم فاصله سنی شون با من ۱۵.۲۰سال زیادتره و مجبورم به کسی چیزی نگم تا اواخر دیگه خودشون متوجه بشن🙄 راستی ارشدم قبول شدم ولی ۲ساعت راهش دور بود و میدونستم خانواده ها مثل همیشه مخالفن، واسه همین به کسی نتونستم بگم و شوهرم هم قبول نکرد که کمکم کنه. البته امسال دوباره برای پیام نور امتحان دادم. دعا کنید بیارم که نیاز به کمک کسی نباشه.🤲🙂 زمین فرزندآوری را در دوسالگی بچه سومم بهمون دادن و مسکن ملی هم داریم قسط میدیم، به خاطر زیاد بودن مبلغ قسطش ماشینمون را مجبوریم بفروشیم برای قسطاش. و خونه سازمانی هم گفتن تا ۲ماه دیگه باید تخلیه کنیم. الان منم و ۴بچه بدون ماشین و بدون حتی هزار تومن پول پیش خانه😐. قراره ان شا الله با کمک محل کار همسرم خونه ای اجاره کنیم. من مطمئنم که خدا خودش روزی بچه هامو میرسونه🥰 خیلی ها بهم میگن حتما خیلی پولدارین که بچه میاری و کمک دست داری.🙄 ولی خدا شاهده که ما با یارانه ها و باقیمانده از حقوق دریافتی شوهرم با۴تا بچه و دست تنها زندگی را میگذرونیم. همش به مدیریت اقتصادی و قناعت و برکت بستگی داره.🙂 و اینکه جز در موارد محدود همیشه خرید خانه و رفت و آمد و نگه داری بچه ها تنها به عهده خودمه. با اینکه بازم بچه میخوام ولی قصد دارم روی روابطم با همسرم کار کنم و بعد درست شدنش باز به بچه فکر میکنم ان شا الله. من جز مرکز بهداشت، یکی دوبار هم به پزشک مراجعه کردم و البته که مشکل خاصی هم نداشتم تا حالا خدا رو شکر و اکثرا کسایی که زیاد میرن پیش دکتر دیدم که استرس شدیدی دارن و همش نگرانن. خود من وقتی برای باردار شدن بچه سوم و سزارین دکتر رفتم انقدر ترسوندنم که تا ۲هفته حالم بد بود.🥺 بالاخره خانم دکتر زهرا علامه را تو اصفهان پیدا کردم که نه اصراری بر غربالگری داره و نه با سزارین زیاد مشکل داره، خیلی مذهبیه، اصلا انگار برا خودم اومده🥰 من تا جایی که بشه میرم پیشش ان شاء الله با ورزش آنلاین و تغذیه درست، تا حالا از نظر جسمانی مشکلی نداشتم خدا را شکر🙂🤲 عزیزان من نمونه ی یه زن کاملا دست تنها بدون هیچ پشتیبانی هستم که شوهرم اصلا حوصله بچه نداره و حتی برای زایمانام دیگه کاملا تنهام تا تنبیه بشم و بچه نیارم😐 ولی تا آخرین قطره خون و وجودم پای ولایت فقیه و امام زمانم می ایستم.🥰 "دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇 https://eitaa.com/dotakafinist https://eitaa.com/dotakafinist
۱۲۲۷ من در سن ۲۷ سالگی ازدواج کردم و بی نهایت بچه دوست داشتم و بخاطر همسرم دوست داشتم بچه اولم پسر بشه. بعد از رژیم اقدام کردیم و باردار شدم در ۶هفتگی جنینی دیده نشد و سقط در خونه اتفاق افتاد😭 و زیر بار بیمارستان رفتن نرفتم. بعد از دکتر رفتن و بازم رژیم مجدد باردار شدم و در ۱۲هفتگی بازم جنینی دیده نشد بازم داخل خونه سقط شد. این‌بار علاوه بر شرایط روحی بد، شرایط جسمی بدی هم پیدا کردم تحت فشار از طرف اقوام دو طرف و... اما خودمو سریع پیدا کردم. یه دکتر زنان به اسم خانم دکتر مریم ایازی روزبهانی که هم تهران هستن، هم بروجرد اینترنت بزنید اطلاعاتشون میاد بالا. رفتم پیش شون و ایشون آزمایش سقط مکرر نوشتن و مشخص شد که من بیماری آنتی فسفو لیپید (لخته شدن خون ) و لوپوس دارم (دوتا بیماری خود ایمنی) دنبال دکتر رفتم و همچنین مراکز ناباروری رفتم فقط میگفتن طبیعی باردار نمیشی برو دنبال رحم اجاره ای یا تخمک اهدایی و هزار راه دیگه که خودتون بهتر می دونین... بخاطر بیماری خودایمنی، خیلی گشتم برای پیدا کردن دکتر خوب و چندتا دکتر عوض کردم و در آخر رفتم دکتر فوق تخصص روماتولوژی دکتر الویس مرادخان قراجلو . در تهران، خیابان کارگر شمالی، بالاتر از بیمارستان قلب. منشی شون بی نهایت فهمیده و پیگیر بیمار بودن. من هیچ وقت ناامید نبودم و توکل و توسل داشتم همیشه و خدا این دکتر رو سر راه ما قرار داد. با یه ویزیت اجازه بارداری دادن و گفتن می تونی طبیعی باردار بشی فقط به محض بارداری باید بیایی برات دارو بنویسم بازم رژیم پسردار شدن (مصرف توت فرنگی یک هفته قبل از اقدام هر روز و شب، تزریق واژینال جوش شیرین، خوردن مکمل امگا3/اسید فولیک/ویتامینD٣/ویتامینE. زن و شوهر ۳ماه قبل اقدام خوردن گلابی و انگور و موز و سیب و هویج، اقدام نزدیک ایام تخمک گذاری، خوردن کاچی با هلیله سیاه و زرد در هر دوره) بعد از سه ماه مصرف دارو های لوپوس و مکمل ها و رژیم اقدام کردیم و به لطف خدا باردار شدم😍 سریع رفتیم دکتر که ان شاالله دکتر دست به خاکستر بزنن طلا بشه براشون، واقعا دکتر با سوادی هستند حتما اگه بیماری خودایمنی یا روماتیسم دارید بهشون مراجعه کنید. دارو هام شروع شد و بعد از گذروندن ۹ماه الان پسر عزیزم ۲ماهشه. دکترا توی بیمارستان میگفتن دیگه بچه نیار با جون خودت بازی نکن. اما دکتر روماتولوژی اصلا اعتقادی به حرف های بقیه دکترها نداره و به من اجازه بارداری با تحت نظر بودن دادن ان شاالله پسرم یک سال بشه بازم اقدام میکنم. دعا کنید ان شاالله فرزند های سالم و صالح زیاد خدا به ما هم بده تجربمو گفتم که اگه کسی شرایط منو داره بیراهه نره و سریع با دکتر خوب کمتر از یک سال به نتیجه برسه و همیشه شکرگزار باشید. من همیشه صبح و شب شکرگزاری کردم از خدا ان شاالله تجربم بتونه کمک کننده باشه برا مادر های چشم انتظار💐 "دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇 http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075