eitaa logo
بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی
5.3هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
658 فایل
ناشر اختصاصی آثار تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی کانال رسمی @bonyadtarikh تازه های پایگاه: http://iranemoaser.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴شهید مدنی؛ مصداقی بارز از روحانی کامل ⚫️به مناسبت سال‌روز شهادت شهید مدنی ◀️«مرحوم شهید مدنی یک نمونه‌ی برجسته‌ای از یک و حائز جهات گوناگون هستند. چون روحانیّت را برخلاف مشاغل و حیثیّتهای دیگری که در جامعه وجود دارد نمیشود در یک بُعد خلاصه کرد؛ مثلاً بگوییم روحانی یعنی کسی که فقط علوم مربوط به امر دین را وارد است، یا روحانی یعنی آن کسی که فقط مشغول دین است، یا روحانی یعنی آن کسی که فقط در ارتباط با مردم است، یا روحانی یعنی کسی که به امور دینی و مسائل روحی و و مانند اینها خیلی توجّه میکند. 🔆هر کدام از اینها به تنهایی معنای روحانی مطلوب نیست؛ روحانیّت دارای همه‌ی این جوانب است. و یک روحانی خوب، ، آن کسی است که در همه‌ی این جوانب یا عمده‌ی این جوانب، انسان بتواند در او یک حرکتی و فعّالیّتی مشاهده کند. ◀️ایشان حقیقتاً یک مصداق بارزی از روحانی کامل بودند. اوّلاً ایشان ملّا بود، عالم بود، فقیه بود. در و تحصیلات عالیه فقه و اصول، همچنین معقول کرده بودند و مرد عالمی بود. آگاهانه و از روی معرفت عمل میکرد، کار میکرد، اقدام میکرد. خاصیّت علم در انسان همین است که حرکات او و سکنات او عالمانه است، منطقی است؛ این خصوصیّت در ایشان بود.»(دیدار اعضای کنگره بزرگداشت شهید مدنی با مقام معظم رهبری 1380/6/12) 🆔 @Bonyadtarikh
💢روزشمار انقلاب اسلامی 🗓19مهر1357 🔹به مناسبت فرا رسیدن اربعین شهدای میدان ژاله و سالگرد شهادت ، اعلامیه‌ای منتشر و روز 24 مهر را تعطیل اعلام کرد. ایشان همچنین در این اعلامیه یاد شهدای شهرهای کرمانشاه، مهاباد، بانه، سنندج، خرم‌آباد، آمل و بابل را گرامی داشت. 🔸بنا بر گزارش بولتن محرمانه خبرگزاری پارس جیمی کارتر در مصاحبه ای از شاه دفاع کرد. 🔹عصر امروز هیچ روزنامه‌ای در تهران انتشار نیافت. 🔸امام در پاسخ به نامه نجفی که توسط فرزندش به پاریس فرستاده بود، چنین نوشتند: «... اینجانب به واسطه فشار عراق به تصویب شاه معلوم‌‌الحال که مملکت اسلامی را تا سرحد سقوط رسانده است، از به خارج آمده بلکه بتوانم برای این ملت محروم کاری بکنم. ما همه موظف هستیم که از پا ننشینیم تا سقوط سلسله بی حیثیت پهلوی.» 📚 روزهای حماسه و نور، ج2، ص141-153 🆔 @Bonyadtarikh
🔰اولین دولت بی حال 🔻تحلیل جامع از پیشینه و کارکرد نهضت آزادی و دولت موقت در نگاه حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی ⏬بخش اول 🔹جبهه ملی و نهضت آزادی که سرآمد سایر گروه‌ها بودند به شاه بودند. 🔸اگر شما کتاب‌هایی را هم که الان نهضت آزادی منتشر کرده است ملاحظه کنید می‌بینید كه در آن‌ها آمده است که باید نظام شاهنشاهی همیشه برقرار باشد و خاندان پهلوی به ادامه بدهند. 🔹 نخستین اختلاف آن‌ها با امام در این زمینه بود که آن‌ها طرفدار نظام شاه بودند و فقط حرف‌شان این بود که شاه باید طبق قانون اساسی سلطنت بکند نه حکومت. 🔸آن‌ها قانون اساسی را قبول داشتند و تا آخر هم نسبت به قانون شاهنشاهی و وفادار ماندند حتی در سال1357 که فریاد «مرگ بر شاه» درسراسر کشور طنین‌انداز شده بود به نوفل‌لوشاتو رفت که با امام ملاقات کند و از ايشان بخواهد که شاه را بیرون نکند يعنی آنها تا این حد نسبت به نظام شاهنشاهی وفادار بودند. 🔹این یک موضوع بود که باعث اختلاف بین آن‌ها و امام بود چون امام از آغاز هدف داشت اما آنها با موافق نبودند. 🔸دومين موضوعی كه بین امام و آن‌ها تضاد ايجاد كرده بود اين بود كه امام با شعار «»به صحنه آمدند و در جهت مبارزات‌شان به هیچ قدرت خارجی‌ای اتکا نداشتند و معتقد بودند که بیگانگان هیچ‌وقت به ما وفادار نخواهند بود و ما را در جهت رسیدن به اهداف ملی و دینی‌مان یاری نخواهند کرد اما این تز در میان گروه‌ها كاملاً جا افتاده بود که برای مبارزه با دیکتاتور حاکم باید به یک قدرت خارجی اتکا داشت. آن‌ها خواهان آزادی انتخابات، مطبوعات، قلم و بیان در چارچوب بودند اما معتقد بودند که اگر کمک خارجی و حمایت بیگانگان نباشد آن‌ها در همین چارچوب هم نمی‌توانند به مبارزه ادامه بدهند. 🔹البته این تز تنها در ایران نبود؛ در مدتی كه من در در خدمت امام بودم گاهی به دفاتر سازمان‌های آزادیبخش می‌رفتیم اولین سؤالی که آن‌ها از ما می‌پرسيدند این بود كه «شما در مبارزات‌تان از قدرت و پشتیبانی کدام برخوردار هستید؟» وقتی جواب می‌دادیم که ما جز به خدا و ملت به هیچ قدرتی اتكا نداريم آن‌ها باور نمیکردند و تعجب می‌کردند. حتی یادم است كه در یک‌بار با يك گروه از مائوئيست‌ها ملاقات داشتیم. آن‌ها از ما همین سؤال را پرسيدند وقتی جواب دادم: اتکا و تکیه‌گاهمان خدا و ملت است. يكی از آن‌ها با پوزخندی گفت: شما اصلا را نفهمیده‌اید. 🔸حتی بزرگ‌ترين انتقادی كه‌گروه‌های مذهبی کشورهای اسلامی مانند ، و به امام داشتند اين بود كه امام لبه تیز حمله را متوجه و کرده‌اند و در نتیجه در آینده، شوروی در ایران پیروز خواهد شد و این دليل دومی بود که امام با این گروه‌ها اختلاف نظـر داشتند زيرا امام می‌گفتند ما در پیشبرد اهداف‌مان نه تنها به هیچ قدرت خارجی‌ای نیاز نداریم بلکه آن‌ها ما را بدبخت خواهند کرد و اتکا به قدرت خارجی یک نوع است. 🔹 آن‌ها بر این باور بودند که بدون به قدرت‌های خارجی نمی‌توان در ایران کرد. 📖 ماهنامه اندیشه و راهبرد، شماره ۵، صص ۲۰-۱۸ @Bonyadtarikh
✳️ مرحوم سید یزدی در مواجه به روایت ژنرال انگلیسی 🔹سر رونالد استورز یکی از سیاستمداران انگلیسی است که در قسمت امور مربوط به خاورمیانه عربی و از بازیگران مهم سیاست انگلستان در عربستان، بوده است. 🔸زمانی که انگلیسی‌ها در سال 1917 کشور عراق را اشغال کردند، ژنرال استورز در اداره کمیسر عالی انگلستان سمت مشاور را داشت و چون زبان عربی را به خوبی و با لهجه عربی، صحبت می کرد، همیشه با رجال و متنفذین آن کشور در تماس بود. 🔹وی خاطرات روزانه خویش را در کتابی به نام «شیوه‌های خاوری» گرد آورده است. استورز، درخاطرات مزبور، ماجرای دیدار و گفت‎وگوی خویش با مرحوم آیت الله را چنین شرح می دهد: 🔸«روز 20 مه 1917، ساعت دو و چهل دقیقه بعدازظهر، از کوفه به مراجعت کردیم. پس از کمی استراحت در هوای خنک زیرزمین (سرداب)، در حدود ساعت 5 بعدازظهر به اتفاق گاریت یکی از مامورین کمیساریای عالی انگلستان در بغداد برای ملاقات سیدمحمدکاظم یزدی که کلامش از عراق تا اصفهان نافذ است، حرکت کردیم. 🔹مشارالیه چندان احساسات خوبی نسبت به ما (انگلیسی‌ها) نداشت و حتی هدیه‌ای را که به مبلغ دویست لیره قبلا به او تقدیم شده بود رد کرده بود. گاریت این مرتبه دستور داشت که با مبلغ یک هزار لیره به او نزدیک شود و با آن‌که ناامید بود که باز بتواند وی را به پذیرفتن آن بقبولاند، از من خواهش کرد که در این کار به او مساعدت کنم. 🔸من با کمال احتیاط این ماموریت را قبول کردم و پاکت محتوی اسکناس را در جیب خود گذاشتم و به اتفاق گاریت به طرف منزل سید شتافتیم. چند دقیقه درب منزل سید منتظر شدیم و سپس طلبه ای با کمال وقار به جایگاه او رفته و ورود ما را اطلاع داد. 🔹سید، که بسیار پیر بود و جامه سفید وعمامه ای سیاه بر سر داشت و محاسن و ناخن‌های وی با حنای قرمز خیلی خوب رنگ شده بود و درخشندگی خاصی داشت، بیرون آمد و با کمال سردی و بی اعتنایی به ما خوشامد گفت و ما را روی حصیری که در بیرون اتاقش افتاده بود، نزدیک خود نشانید. در آنجا بود که به سر تاثیر و نفوذ زیاد و حسن شهرت او پی بردم. 🔸در خطوط صورت او قوه جاذبه ای وجود داشت و چشمانش خاکستری و خسته می نمود و در وجود نحیف و خسته او، یک قدرت ونفوذ خارق‌العاده موجود، و بیان او بسیار سحر آمیز بود که من کمتر در کشورهای اسلامی نظیر آن را دیده بودم. 🔹 بعد از احوال و پرسی به ما گوشزد کرد که در شهرهای شیعه نشین عراق، تنها افراد شیعه را به سمت‌ها و مسوولیت‌ها بگماریم و دستور داد که بایستی دکتر مظفر بک و جمال بابا، دو تن از شیعیان را که در بغداد توقیف بودند، آزاد نموده، فرماندار نجف را نیز میرزامحمد قرار دهیم. 🔸من گفتم [که] اوامر عالی ایشان را به سرپرستی کاکس کمیسر عالی انگلستان در عراق اطلاع خواهم داد. 🔹بعد به ایشان نزدیک‌تر شده خواهش کردم که سه دقیقه خلوت کنیم. پس از آنکه تنها ماندیم، موضوع فقرای بی حد و حصر آنجا را پیش کشیده، تقاضا کردیم که در این باب با ما مساعدت کنند و سپس پاکت اسکناس را جلوی ایشان گذاشتیم. 🔸سید، با کمال وقار، پاکت را به طرف ما پس زده، با عزم راسخی گفت که: هنوز موقع آن نرسیده است و از دریافت مبلغ، معذرت خواست. 🔹من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت از پول کرد، مقام عالی او قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبتی ننماییم و البته چنین وضعی را در کشورهای مصر و که همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.(هفت رکن حکمت، ترجمه مسعود کشاورز،ص ؛ 113به نقل از کتاب خاطرات استورز( شیوه های خاوری)) 🆔 @Bonyadtarikh
📌شیخ محمد خیابانی؛ روح بیدار و حماسه خروشان آذربایجان 🔷 دوره جنبش یکی از دوره‌های سخت تاریخ ایران است؛ دوره‌ای که ایران، به‌رغم حمایت‌های بی‌دریغ مراجع عظام و و جان‌فشانی‌های توده مردم، به رهبری رادمردانی چون ستارخان، باقرخان و سایر دلسوزان این مرز و بوم، توانسته بود نظام کهن استبدادی و خودکامگی را فرو ریزد. اما متأسفانه، این انقلاب نتوانسته بود جامعه‌ای را ایجاد کند که آرزوی دردمندان و آسیب‌دیدگان از جور و ظلم سلاطین مستبد و خودکامه بود. 🔶 در حالی که هنوز خون شهدای انقلاب مشروطیت خشک نشده بود، کشور شاهد بازگشت مجدد جاه‌طلبان و سیاستمداران سرسپرده به دولت‌های استعماری بود که دوباره در جستجوی اقتدار از دست‌رفته خود، بر روی ویرانه‌های انقلاب بودند، گویی هرگز انقلابی رخ نداده است. هرج‌ومرج و ناامنی سراسر کشور را فرا گرفته بود. در حالی که هنوز خون شهدای انقلاب مشروطیت خشک نشده بود، کشور شاهد بازگشت مجدد جاه‌طلبان و سیاستمداران سرسپرده به دولت‌های استعماری بود که دوباره در جستجوی اقتدار از دست‌رفته خود، بر روی ویرانه‌های انقلاب بودند، گویی هرگز انقلابی رخ نداده است. 🔷 در دوره استبداد صغیر و محاصره ، حزب اجتماعیون عامیون به مقام ارجمند مذهبی، علمی و سیاسی شیخ محمد خیابانی پی برد و او را به عضویت انجمن ایالتی آذربایجان برگزید. انجمن ایالتی در طول جنگ‌های یازده‌ماهه نقش مهمی در حکومت داشت و امور ، اعم از اداری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی را اداره می‌کرد. شیخ محمد خیابانی یکی از اعضای برجسته این انجمن بود. 🔶 از جمله اقدامات شیخ محمد خیابانی، در کنار سایر رهبران انجمن ایالتی که جانشین مجلس منحل‌شده شورای ملی در آذربایجان شده بود، تلاش در جهت بهبود وضعیت مردم بود. از سوی دیگر، او با هوشیاری و دقت کامل، اعمال محمدعلی میرزا و دیگر دشمنان داخلی را زیر نظر داشت و دسیسه‌های بیگانگان را رصد می‌کرد و به‌موقع واکنش‌های لازم و مناسب نشان می‌داد. 🔷 انتشار خبر اولتیماتوم روسیه، تهران را سخت تکان می‌دهد.حزب دموکرات با شعار «چو ایران نباشد، تن من مباد» مردم را که همچون اقیانوسی خروشان بودند، به جانبازی در راه وطن دعوت می‌کند. شیخ محمد خیابانی در این اجتماع عظیم با صدایی رسا چنین عنوان کرد: " ملتی که شش هزار سال سابقه استقلال دارد، به این آسانی از استقلال خود صرف‌نظر نخواهد کرد. زیرا استقلال هر ملتی شرافت اوست. اگر نتوانیم کشور خود را نجات دهیم و شرافتمندانه زندگی کنیم، لااقل در راه وطن جان خواهیم داد. زیرا در چنین مواقع خطرناک و حساس، زنده ماندن، محو شدن است..." 🔶 در شعبان ۱۳۳۷ق، سربازان عثمانی به بهانه تنبیه آشوری‌ها به آذربایجان سرازیر شدند و پس از اشغال آن، به غارت انبارهای غله و آذوقه اهالی دست زدند. مخالفت شجاعانه خیابانی و سایر فرزندان غیور آذربایجان با افکار پلید عثمانی‌ها آغاز شد. پان‌ترکیست‌ها برای برداشتن سد راه مقاصد خود، خیابانی، بادامچی و چند تن دیگر از آزادی‌خواهان را دستگیر کرده و به قارص تبعید کردند. اما این تبعید نه‌تنها خیابانی را از مبارزه بازنداشت، بلکه او پس از آزادی، با عزمی راسخ‌تر به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد. او همچنان در برابر نقشه‌های تجزیه‌طلبانه پان‌ترکیست‌ها و خیانت‌های مزدوران داخلی ایستادگی کرده و برای حفظ یکپارچگی ایران تلاش نمود. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید. 🆔 @Bonyadtarikh
📌 درس‌های حکومت اسلامی امام خمینی در نجف اشرف و دشمنان آن 🔷 در اول بهمن‌ماه ۱۳۴۸، بحث حکومت اسلامی را زیر عنوان «ولایت فقیه» در مسجد شیخ انصاری در اشرف آغاز کرد. آن روز كه اين بحث مطرح شد، مبارزان ايرانى از نظر اهداف و آرمان چند دسته بودند از قبیل سلطنت طلبانى كه مى‏خواستند «شاه سلطنت كند، نه حكومت» .(مانند جبهه ملی)، گروه‌هايى كه داراى انديشــه‌هاى ماترياليستى و ماركسيســتى بودند و دیکتاتوری طبقه کارگر را از آرمان‌هاى خود مى‏شمردند .(مانند چریک‌های فدایی خلق) و جاه‌طلبانى كه با رژيم شاه بر سر قدرت دعوا داشتند و موضع‌گيرى‏هاى آنان بر پايه جنگ قدرت بود.(مانند احزاب ساخته دست دیوان‌سالاری دوره پهلوی) و ... 🔶 واقعیت این است که آن روز که امام نهضت را آغاز و دنبال کردند، بسیاری از کسانی که سر در راه او گذاشتند، نمی‌دانستند که هدف امام از نهضت و مبارزه چیست و چه می‌خواهد. برخی بر این باور بودند که با لغو قوانین مخالف اسلام مانند و قطع رابطه با رژیم صهیونیستی، خواسته‌های امام تأمین می‌شود و مبارزه پایان می‌پذیرد. 🔷 از سوی امام و پافشاری بر این موضوع که «وظیفه ما تشکیل حکومت است»، راه آینده را روشن و هدف نهایی نهضت را مشخص کرد و پرده‌های ابهام را کنار زد. این طرح از بزرگ‌ترین و مفیدترین رهنمودهای امام در دوران تبعید به شمار می‌رود. امام در این طرح، پل‌های پشت سر را به کلی خراب کرد، رژیم پادشاهی را ضداسلامی دانست و راه هرگونه بازگشت، نشست، سازش، کرنش، معامله، مجامله و داد و ستد را به کلی بست و به پیروان خود فرمان «حرکت به پیش» داد. 🔶 امام در برهه‌ای، با خویشتن‌داری و بردباری در برابر انحراف‌ها، کج‌روی‌ها و تاریک‌اندیشی‌های حاکم بر نجف، فریادی در سکوتِ مرگبار آن سامان سر داد و برای نخستین بار پس از ورود به عراق، از عرصه منبر نجف، بر جوّ مسموم و خواب‌زده آن حوزه و جامعه روحانیت شیعه سخت تاخت و با نگهبانان شب و سیاهی به مبارزه برخاست. 🔷 استعمار جهانخوار طی سالیان درازی با نقشه و توطئه کوشید که به امت اسلام بباوراند که دین از سیاست جداست. علما و روحانیان در امور سیاسی و کشوری نباید دخالت کنند. وظیفه علما مسئله‌گویی، دعاگویی و عبادت است و جز این، وظیفه و مسئولیتی ندارند! این تبلیغات شیطانی و استعماری در کشورهای اسلامی تأثیر گسترده و دردآوری داشت. بسیاری از مردم مسلمان تحت تأثیر این تبلیغات شوم باور کردند که «سیاست از دیانت جداست». 🔶 امام خمینی طی چند سال اقامت اجباری در نجف اشرف به نقش آن حوزه در اجرای تز استعمارى «تفکیک دین از سیاست» و دور داشتن امت اسلام از امور سیاسی و کشوری، بیش از پیش آگاهی یافت و در یکی از جلسات خود نیز به این حقیقت تلخ و دردآور اشاره کرد و چنین اظهار داشت: "امروز نجف با اعتقاد به جدا بودن دین از سیاست، فکر رضاخان در ایران و آتاتورک در ترکیه را دنبال می‌کند و در حقیقت راه آنان را ادامه دهد." 🔷 حتی برخی از حوزه‌های علمیه به‌خاطر تبلیغات شیطانی و انحرافی جهان‌خواران که همواره از اسلام راستین وحشت دارند، از مبانی سازنده و زندگی‌ساز اسلام بی‌خبر و بیگانه شده بودند و ایدئولوژی اسلامی در نظر آنان در عبادت و ذکر و ورد خلاصه می‌شد و احکام سیاسی، اجتماعی و قضائی اسلام به دست فراموشی سپرده شده بود. از این رو، امام در بحث حکومت اسلامی از فرصت استفاده کرد و کوشید که نظر روحانیان و محصلین علوم اسلامی را به همه ابعاد جلب کند و به واقعیت‌ها و حقایق اسلامی آشنا سازد و به آنان یادآوری کند که اسلام در عبادت خلاصه نمی‌شود و باید اسلام را در همه ابعادش شناخت و به کار بست. خرافات، موهومات و زیورهایى را که بر دامن اسلام نشسته است. 🔶 امام خمینی با آگاهی از این توطئه دیرینه استعمار و آثار فاجعه‌آمیز آن در حوزه علمیه ، در بحث حکومت اسلامی کوشید که با سخنان حماسه‌آفرین خود در کالبد افراد آن حوزه روح امید و شور و حرکت بدمد، روحیه مقاومت و مبارزه و اعتماد به نفس در آنان به وجود آورد، اراده و استقلال اندیشه و خلاقیت را در آنان زنده سازد. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
🔰تأسیس نهضت آزادی در اردیبهشت ۱۳۴۰ 🔻تحلیل جامع از پیشینه و کارکرد نهضت آزادی توسط مورخ انقلاب اسلامی حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی ⏬بخش اول 🔹جبهه ملی و نهضت آزادی که سرآمد سایر گروه‌ها بودند به شاه بودند. 🔸اگر شما کتاب‌هایی را هم که الان نهضت آزادی منتشر کرده است ملاحظه کنید می‌بینید كه در آن‌ها آمده است که باید نظام شاهنشاهی همیشه برقرار باشد و خاندان پهلوی به ادامه بدهند. 🔹 نخستین اختلاف آن‌ها با امام در این زمینه بود که آن‌ها طرفدار نظام شاه بودند و فقط حرف‌شان این بود که شاه باید طبق قانون اساسی سلطنت بکند نه حکومت. 🔸آن‌ها قانون اساسی را قبول داشتند و تا آخر هم نسبت به قانون شاهنشاهی و وفادار ماندند حتی در سال1357 که فریاد «مرگ بر شاه» درسراسر کشور طنین‌انداز شده بود به نوفل‌لوشاتو رفت که با امام ملاقات کند و از ايشان بخواهد که شاه را بیرون نکند يعنی آنها تا این حد نسبت به نظام شاهنشاهی وفادار بودند. 🔹این یک موضوع بود که باعث اختلاف بین آن‌ها و امام بود چون امام از آغاز هدف داشت اما آنها با موافق نبودند. 🔸دومين موضوعی كه بین امام و آن‌ها تضاد ايجاد كرده بود اين بود كه امام با شعار «»به صحنه آمدند و در جهت مبارزات‌شان به هیچ قدرت خارجی‌ای اتکا نداشتند و معتقد بودند که بیگانگان هیچ‌وقت به ما وفادار نخواهند بود و ما را در جهت رسیدن به اهداف ملی و دینی‌مان یاری نخواهند کرد اما این تز در میان گروه‌ها كاملاً جا افتاده بود که برای مبارزه با دیکتاتور حاکم باید به یک قدرت خارجی اتکا داشت. آن‌ها خواهان آزادی انتخابات، مطبوعات، قلم و بیان در چارچوب بودند اما معتقد بودند که اگر کمک خارجی و حمایت بیگانگان نباشد آن‌ها در همین چارچوب هم نمی‌توانند به مبارزه ادامه بدهند. 🔹البته این تز تنها در ایران نبود؛ در مدتی كه من در در خدمت امام بودم گاهی به دفاتر سازمان‌های آزادیبخش می‌رفتیم اولین سؤالی که آن‌ها از ما می‌پرسيدند این بود كه «شما در مبارزات‌تان از قدرت و پشتیبانی کدام برخوردار هستید؟» وقتی جواب می‌دادیم که ما جز به خدا و ملت به هیچ قدرتی اتكا نداريم آن‌ها باور نمیکردند و تعجب می‌کردند. حتی یادم است كه در یک‌بار با يك گروه از مائوئيست‌ها ملاقات داشتیم. آن‌ها از ما همین سؤال را پرسيدند وقتی جواب دادم: اتکا و تکیه‌گاهمان خدا و ملت است. يكی از آن‌ها با پوزخندی گفت: شما اصلا را نفهمیده‌اید. 🔸حتی بزرگ‌ترين انتقادی كه‌گروه‌های مذهبی کشورهای اسلامی مانند ، و به امام داشتند اين بود كه امام لبه تیز حمله را متوجه و کرده‌اند و در نتیجه در آینده، شوروی در ایران پیروز خواهد شد و این دليل دومی بود که امام با این گروه‌ها اختلاف نظـر داشتند زيرا امام می‌گفتند ما در پیشبرد اهداف‌مان نه تنها به هیچ قدرت خارجی‌ای نیاز نداریم بلکه آن‌ها ما را بدبخت خواهند کرد و اتکا به قدرت خارجی یک نوع است. 🔹 آن‌ها بر این باور بودند که بدون به قدرت‌های خارجی نمی‌توان در ایران کرد. 📖 ماهنامه اندیشه و راهبرد، شماره ۵، صص ۲۰-۱۸ 🆔 @Bonyadtarikh
♨️لزوم عبرت گرفتن از تاریخ مشروطه 🔹...تاریخ یک درس عبرت است برای ما. شما وقتی که را بخوانید می‌بینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دست‌هایی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم‌بندی کرد. نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه، علمای خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه، یک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یک دسته بر ضد مشروطه صحبت می‌کردند، یک دسته بر ضد استبداد. 🔸در هر خانه‌ای دو تا برادر اگر بودند، مثلا در بسیاری از جاها این مشروطه‌ای بود، آن مستبد. و این یک نقشه‌ای بود که نقشه هم تاثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آن طوری که علماء بزرگ طرحش را ریخته بودند، عملی بشود. به آنجا رساندند که آن‌هایی که مشروطه‌خواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند. تا آنجا که‌ مثل مرحوم «حاج » در ایران برای خاطر این‌که می‌گفت باید «مشروطه مشروعه» باشد و آن مشروطه‌ای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین به دار زدند و مردم هم پای او رقصیدند یا کف زدند. 🔹در مشروطه در عین حالی که ابتدائش نبود این مسائل، لکن آن‌هایی که می‌دیدند که از مشروطه ضربه می‌بینند، منافعشان از بین می‌رود- نمی‌گذارد- ، که موافق با اسلام باید باشد و اگر مخالف شد، قانونیت ندارد، نمی‌گذارد که این‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند، بکنند یک دسته از همان مستبدین، مشروطه‌خواه شدند و افتادند توی مردم. همان مستبدین بعدها آمدند و مشروطه را قبضه کردند و رساندند به آنجایی که دیدید و دیدیم. 🔸زمان هم می‌خواستند یک همچو کاری بکنند. مرحوم میرزا که دخانیات را تحریم فرمود، شیاطین افتادند و در بین مردم و به آنجا رساندند که بعضی از اهل علم بعضی از شهرها بالای منبر- به طوری که نقل می‌کنند- قلیان کشید بر ضد حکم مرحوم میرزا، لکن میرزا چون قدرتش قدرت فوق العاده بود، و از این طرف هم طرفداران او مثل قوی بود و قدرتمند، نتوانستند آنجا کاری بکنند. در مشروطه این طور نبود، در مشروطه هر دو طرف قوی بودند. نجف بعضی علمای درجه اول مخالف بودند، بعضی علمای درجه اول موافق بودند. در ایران هم بین علما همین جور اختلافات را ایجاد کردند و این، این طور نبود که خود به خود ایجاد شد، ایجاد کردند در بین آن‌ها. 🔹ما باید از این تاریخ عبرت بگیریم که مبادا یک وقتی در بین شما آقایان روحانیون، بیفتند اشخاصی، یا در بین مردم وسوسه کنند و خدای نخواسته آن امری که در مشروطه اتفاق افتاد در ایران اتفاق بیفتد...(13مهر1362، صحیفه امام، ج18، صص271-270) 🆔 @Bonyadtarikh
🔴شهید مدنی؛ مصداقی بارز از روحانی کامل ⚫️به مناسبت سال‌روز شهادت شهید مدنی ◀️«مرحوم شهید مدنی یک نمونه‌ی برجسته‌ای از یک و حائز جهات گوناگون هستند. چون روحانیّت را برخلاف مشاغل و حیثیّتهای دیگری که در جامعه وجود دارد نمیشود در یک بُعد خلاصه کرد؛ مثلاً بگوییم روحانی یعنی کسی که فقط علوم مربوط به امر دین را وارد است، یا روحانی یعنی آن کسی که فقط مشغول دین است، یا روحانی یعنی آن کسی که فقط در ارتباط با مردم است، یا روحانی یعنی کسی که به امور دینی و مسائل روحی و و مانند اینها خیلی توجّه میکند. 🔆هر کدام از اینها به تنهایی معنای روحانی مطلوب نیست؛ روحانیّت دارای همه‌ی این جوانب است. و یک روحانی خوب، ، آن کسی است که در همه‌ی این جوانب یا عمده‌ی این جوانب، انسان بتواند در او یک حرکتی و فعّالیّتی مشاهده کند. ◀️ایشان حقیقتاً یک مصداق بارزی از روحانی کامل بودند. اوّلاً ایشان ملّا بود، عالم بود، فقیه بود. در و تحصیلات عالیه فقه و اصول، همچنین معقول کرده بودند و مرد عالمی بود. آگاهانه و از روی معرفت عمل میکرد، کار میکرد، اقدام میکرد. خاصیّت علم در انسان همین است که حرکات او و سکنات او عالمانه است، منطقی است؛ این خصوصیّت در ایشان بود.»(دیدار اعضای کنگره بزرگداشت شهید مدنی با مقام معظم رهبری 1380/6/12) 🆔 @Bonyadtarikh
📌۲۱ شهریور ۱۲۹۹ شهادت شیخ محمد خیابانی؛ روحانی مبارز و مجاهد مشروطه خواه ، روح بیدار و حماسه خروشان آذربایجان 🔷 دوره جنبش یکی از دوره‌های سخت تاریخ ایران است؛ دوره‌ای که ایران، به‌رغم حمایت‌های بی‌دریغ مراجع عظام و و جان‌فشانی‌های توده مردم، به رهبری رادمردانی چون ستارخان، باقرخان و سایر دلسوزان این مرز و بوم، توانسته بود نظام کهن استبدادی و خودکامگی را فرو ریزد. اما متأسفانه، این انقلاب نتوانسته بود جامعه‌ای را ایجاد کند که آرزوی دردمندان و آسیب‌دیدگان از جور و ظلم سلاطین مستبد و خودکامه بود. 🔶 در حالی که هنوز خون شهدای انقلاب مشروطیت خشک نشده بود، کشور شاهد بازگشت مجدد جاه‌طلبان و سیاستمداران سرسپرده به دولت‌های استعماری بود که دوباره در جستجوی اقتدار از دست‌رفته خود، بر روی ویرانه‌های انقلاب بودند، گویی هرگز انقلابی رخ نداده است. هرج‌ومرج و ناامنی سراسر کشور را فرا گرفته بود. در حالی که هنوز خون شهدای انقلاب مشروطیت خشک نشده بود، کشور شاهد بازگشت مجدد جاه‌طلبان و سیاستمداران سرسپرده به دولت‌های استعماری بود که دوباره در جستجوی اقتدار از دست‌رفته خود، بر روی ویرانه‌های انقلاب بودند، گویی هرگز انقلابی رخ نداده است. 🔷 در دوره استبداد صغیر و محاصره ، حزب اجتماعیون عامیون به مقام ارجمند مذهبی، علمی و سیاسی شیخ محمد خیابانی پی برد و او را به عضویت انجمن ایالتی آذربایجان برگزید. انجمن ایالتی در طول جنگ‌های یازده‌ماهه نقش مهمی در حکومت داشت و امور ، اعم از اداری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی را اداره می‌کرد. شیخ محمد خیابانی یکی از اعضای برجسته این انجمن بود. 🔶 از جمله اقدامات شیخ محمد خیابانی، در کنار سایر رهبران انجمن ایالتی که جانشین مجلس منحل‌شده شورای ملی در آذربایجان شده بود، تلاش در جهت بهبود وضعیت مردم بود. از سوی دیگر، او با هوشیاری و دقت کامل، اعمال محمدعلی میرزا و دیگر دشمنان داخلی را زیر نظر داشت و دسیسه‌های بیگانگان را رصد می‌کرد و به‌موقع واکنش‌های لازم و مناسب نشان می‌داد. 🔷 انتشار خبر اولتیماتوم روسیه، تهران را سخت تکان می‌دهد.حزب دموکرات با شعار «چو ایران نباشد، تن من مباد» مردم را که همچون اقیانوسی خروشان بودند، به جانبازی در راه وطن دعوت می‌کند. شیخ محمد خیابانی در این اجتماع عظیم با صدایی رسا چنین عنوان کرد: " ملتی که شش هزار سال سابقه استقلال دارد، به این آسانی از استقلال خود صرف‌نظر نخواهد کرد. زیرا استقلال هر ملتی شرافت اوست. اگر نتوانیم کشور خود را نجات دهیم و شرافتمندانه زندگی کنیم، لااقل در راه وطن جان خواهیم داد. زیرا در چنین مواقع خطرناک و حساس، زنده ماندن، محو شدن است..." 🔶 در شعبان ۱۳۳۷ق، سربازان عثمانی به بهانه تنبیه آشوری‌ها به آذربایجان سرازیر شدند و پس از اشغال آن، به غارت انبارهای غله و آذوقه اهالی دست زدند. مخالفت شجاعانه خیابانی و سایر فرزندان غیور آذربایجان با افکار پلید عثمانی‌ها آغاز شد. پان‌ترکیست‌ها برای برداشتن سد راه مقاصد خود، خیابانی، بادامچی و چند تن دیگر از آزادی‌خواهان را دستگیر کرده و به قارص تبعید کردند. اما این تبعید نه‌تنها خیابانی را از مبارزه بازنداشت، بلکه او پس از آزادی، با عزمی راسخ‌تر به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد. او همچنان در برابر نقشه‌های تجزیه‌طلبانه پان‌ترکیست‌ها و خیانت‌های مزدوران داخلی ایستادگی کرده و برای حفظ یکپارچگی ایران تلاش نمود. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید. 🆔 @Bonyadtarikh
📌 آسیب شناسی تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی در پرتو نهضت مشروطه 🔷 در گذر تاریخ معاصر ایران، دو نقطه عطف بزرگ – و – نه‌تنها میدان سیاست را دگرگون کردند، بلکه تصویری تازه از نسبت دین و جامعه پیش‌روی مردم گشودند. در برهه مشروطه، حضور صدها عالم دینی، از مجتهدان نجف تا روحانیان برجسته شهرهای ایران، نشان از گستره وسیع مشارکت مذهبی در تحولات داشت. در جبهه مشروعه‌خواه، چهره‌هایی چون ، سید احمد طباطبایی, میرزا مجتبی تبریزی و مرجع بزرگی همچون سید محمدکاظم طباطبایی یزدی نقش‌آفرین بودند. در سوی دیگر، جبهه مشروطه‌خواه نیز با حضور روحانیان و اندیشمندانی همچون سید جمال‌الدین اسدآبادی، سید محی‌الدین بهجتی و میرزا بنی‌امام جمعه خویی حیات فکری و دینی خود را داشت. 🔶 اما مرور روایت‌های رایج نشان می‌دهد که بخش بزرگی از این تنوع، در لابه‌لای تمرکز بیش از اندازه بر چند نام شاخص، رنگ باخته است. چنین تمرکزی، گاه ماهیت دینی جنبش را کم‌فروغ کرده و زمینه ایجاد برداشت‌های نادرست درباره نقش علما را فراهم آورده است. این یکسان‌سازی تاریخ در یک یا دو شخص، نه‌فقط تصویر ناقصی از گذشته می‌سازد، بلکه راه را برای تردید در قدرت و تداوم جنبش‌ها پس از نبود رهبران باز می‌کند. 🔷 در هر دو مقطع، عاملی که مسیر تحولات را تداوم بخشید، شبکه گسترده‌ای از ارتباطات علما، شاگردان و نهادهای دینی بود که نه مرزهای جغرافیایی را محدودیت می‌دانستند و نه گذر زمان را. این پیوندها، چه در حلقه‌های درس و ، و چه در منابر و میدان‌های شهرهای ایران، فرهنگی از هم‌فکری و تصمیم‌سازی جمعی را بنا نهادند. چنین ساختاری موجب شد که ایده‌ها و مطالبات دینی در قالب حرکت‌های اجتماعی شکل بگیرند و در لحظات حساس، قدرت سازماندهی و بسیج توده‌ها را داشته باشند. 🔶 نیز، با همه عظمت و گستره‌ی اجتماعی‌اش، از این چالش بی‌نصیب نمانده است. این حرکت ریشه‌دار که اواخر دهه ۱۳۵۰ به پیروزی رسید و در سال‌های پس از رحلت ادامه یافت، به دوش گروهی از مراجع و مجتهدان شکل گرفت که نام بسیاری از آنان کمتر در روایت‌های رسمی آمده است. تمرکز صرف بر جایگاه یک رهبر، هرچند بی‌تردید برجسته و استثنایی، موجب شده جریان فکری و اعتقادی عمیقی که پشتوانه این انقلاب است، در حاشیه قرار گیرد. 🔷 برخی جریان‌های افراطی، به‌ویژه پس از ۱۳۶۸، تلاش کردند با برجسته‌سازی وابستگی مشروعیت به ویژگی‌های شخصی رهبر، در ثبات و ماندگاری انقلاب تردید ایجاد کنند. نام‌هایی مانند عمادالدین باقی در این بستر مطرح شده‌اند که نگاهشان به آینده انقلاب، محدود به حضور یا فقدان فردی خاص است. در مقابل، نقش تاریخی امام خمینی در چارچوب یک پیوستار طولانی از تفکر و عمل شیعی، ریشه‌های این انقلاب را فراتر از فردی واحد نشان می‌دهد؛ همچون بازتولید همان خط اعتقادی که در مشروطه، و پیش‌تر در صفویه، مسیر گذار از خلافت سنی به امامت شیعی را هموار کرد. 🔶 از همین منظر، تداوم مسیر پس از فقدان رهبران بزرگ نه محصول تصادف، بلکه بخش طبیعی این سنت فکری و اجتماعی بود. در مشروطه، اندیشه مشروعه‌خواهی و مشروطه‌طلبی هر دو پس از شهادت یا رحلت چهره‌های شاخص، به حیات خود ادامه دادند و در قالب مبارزات و آثار مکتوب به نسل‌های بعد انتقال یافتند. در انقلاب اسلامی نیز، تغییر نسل و گذر زمان، بستر تازه‌ای برای بازتولید شعارها، اهداف و آرمان‌ها ایجاد کرد. این پویایی تاریخی نشان می‌دهد که پشت هر انقلاب یا نهضت، بذرهایی که سال‌ها پیش کاشته شده‌اند، حتی در شرایط دشوار هم سر بر می‌آورند و راه خود را پیدا می‌کنند. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 داستان اردوگاه رشیدیه؛ صبرا و شتیلائی که اتفاق نیفتاد! ⭐️ مصاحبه حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی با حجت‌الاسلام والمسلمین سید عیسی طباطبایی 🔷 از روحانیون پرنفوذ و کم‌نام است که حضورش در فصل تازه‌ای از نقش‌آفرینی روحانیت شیعه را رقم زد. پس از آشنایی با جریان‌های مذهبی و مبارزاتی، راه و سپس را در پیش گرفت. در همان دوران، با ، آیت‌الله مدنی و آیت‌الله خوانساری ارتباط نزدیک داشت و در سال ۱۳۴۶ به دعوت امام موسی صدر عازم لبنان شد. مأموریتی که با هدف بیداری مذهبی و فرهنگی در مناطق جنوبی آغاز شد، سرانجام با شکل‌گیری بنیان‌های اولیه‌ی حرکت‌های اسلامی در لبنان پیوند خورد. 🔶 در لبنان، سید عیسی هم‌زمان با گسترش نارضایتی‌ها و حضور نیروهای فلسطینی، نقشی میانجی و راهبردی یافت. همکاری او با امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران، به‌ویژه در آموزش نظامی و سازمان‌دهی اجتماعی شیعیان، ساختار تازه‌ای از فعالیت مذهبی و سیاسی را به‌وجود آورد و سرآغازی بر پیوندی میان دین و مقاومت بود. او بدون آن‌که عنوان رسمی نمایندگی از امام خمینی داشته باشد، عملاً مجری آرمان‌های انقلاب اسلامی در لبنان بود و وظیفه‌ی پیوند حوزه‌های علمیه نجف و قم را با جنبش‌های نوپای مقاومت بر عهده داشت. 🔷 در سال‌های پرتلاطم دهه‌ی هشتاد میلادی، زمانی که لبنان میان جنگ داخلی و اشغال خارجی گرفتار بود، سید عیسی از امام خمینی فتواهای لازم برای مقابله با نیروهای صهیونیستی را دریافت کرد و آنها را به گروه‌های مقاومت منتقل ساخت. بر پایه‌ی همین فتاوا، هسته‌های نخستین نیروهای اسلامی شکل گرفتند که بعدها در پیدایش جریان حزب‌الله تداوم یافتند. با وجود نقش گسترده در تحولات لبنان، سید عیسی همواره از شهرت گریزان ماند. میراث او نه در نام، بلکه در نهادهای فرهنگی، تربیت جوانان و گسترش گفتمان مقاومت آشکار شد. او نماد نسلی از روحانیان با تأثیر و فعالیت فراتر از مرزهای کشور خودشاست که بی‌هیاهو، اندیشه‌ی امام خمینی را در سرزمین‌های اسلامی دنبال کردند و پایه‌های فکری یک مقاومت پایدار را ریختند. 🔶 در جریان جنگ اردوگاه‌ها و ، او نقشی اساسی در جلوگیری از خون‌ریزی ایفا کرد. در شرایطی که بیم تکرار فاجعه‌ای چون صبرا و شتیلا می‌رفت، میان رهبران جنبش امل و فرماندهان فلسطینی رفت‌وآمد کرد و با نفوذ معنوی خود مانع از ادامه‌ی درگیری شد. در همان دوران، در حال شکل‌گیری بود و طباطبایی به‌عنوان مرجع معنوی و هماهنگ‌کننده‌ی نیروهای جوان شناخته می‌شد. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh