#پرتو1039
سه #حكايت تاريخي
1. #كريم_خان و زين دزدي
كريم خان زند گويد: وقتي كه در اردوي نادري مردي سپاهي بودم از #فقر و احتياج، زيني #طلاكوب را از مرد زين سازي دزديدم كه متعلق يكي ازامراي #افغان بود، روز ديگر شنيدم كه زين ساز بيچاره در #زندان نادري است و حكم شده كه روز ديگر اگر زين را ندهد ُ او را به دار بياويزند. دل من از اين خبر خيلي سوخت، زين را بردم و بجائي كه... ادامه این مطلب را در آدرس زیر مطالعه کنید
http://partosokhan.ir/page.asp?Number=1039&Category=424
@partosokhan_ir
#پرتو1040
نسبت ميان #دين و جان #امام معصوم
سوال: با توجه به ارزشهايي كه خود #خدا به امام حسين عليه السلام و كلا معصومين دادهاند، آيا ماجراي #كربلا كه امام براي دين فدا شدهاند، در حالي كه ارزش امام نزد خدا از دين كمتر نيست، قابل توجيه است؟
پاسخ: #امام_حسين(ع) فداي دين #اسلام شده كه بسيار #مقدس است. دين حقيقتي است كه همه انبياي الهي حتي حضرت ختمي مرتبت حاضر بود خود را فداي آن بنمايد، چون دين در واقع توحيد و دستورات خداوند است. امام حسين(ع) براي بقاي آن فدا شد. اين از ارزشمندي دين خدا #حكايت ميكند كه بزرگترين انسانها بايد براي آن فدا شوند. بنابراين... ادامه این مطلب را در آدرس زیر مطالعه کنید
http://partosokhan.ir/page.asp?Number=1040&Category=373
@partosokhan_ir
#حکایت #1248
🔻رعایت حقوق برادری
آقای شیخ عبدالعظیم مهتری بحرانی میگوید: سال 1985 میلادی، وارد شهر پونا، از شهرهای هند شدم. در مسجد بزرگی که هندیها، عربها و ایرانیها نماز میخواندند، سیدی هندی پیش نماز بود. از من خواست چند روزی که به مسافرت میرود، جای او در مسجد نماز بخوانم و من پذیرفتم. از قضا بسیاری از نمازگزاران به ویژه یکی از ثروتمندان و بانیان مسجد، از نماز و سخنرانیهای من خوششان آمد. روزی فرد ثروتمندی به من پیشنهاد کرد در هند بمانم و امامت این مسجد را به عهده بگیرم و تعهد کرد امکانات بسیار خوبی مثل خانه، حقوق بالا و خدمتکار در اختیارم بگذارد. من دیدم اگر این پیشنهاد را بپذیرم، بیشک، آن سید هندی باید از آن مسجد برود و این کار نوعی کودتای سفید بر ضد او خواهد بود و با خود گفتم: آیا خداوند دوست دارد چنین کاری کنم؟! سپس به مرد ثروتمند گفتم: «این سید برای شما مفیدتر است و من چند روز مهمان او هستم».
یکی از تاجران بغداد به حضور شیخ محمدحسن، صاحب جواهر آمد و مبلغ زیادی پول را به عنوان خمس به محضر ایشان آورد. شیخ از پذیرش این پول خودداری کرد و فرمود: «مگر در بغداد عالمی مثل شیخ آل یاسین نیست که شما پول را از آنجا به نجف اشرف آوردهاید؟!» این سخن و رفتار شیخ محمدحسن موجب شد مؤمنان بغداد به شیخ آل یاسین توجه کنند و پروانهوار بر گرد شمع وجودش جمع شوند و این کار در حالی بود که صاحب جواهر، آن روز به چنین پولِ فراوانی بسیار نیاز داشت.
🇮🇷هفتهنامه پرتو🇮🇷
📱eitaa.com/partosokhan_ir
💻 http://partosokhan.ir