eitaa logo
دانش حیاتی
307 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
13 فایل
کانالی برای نخبگان: مطالب حیاتی با رویکرد بین-رشته‌ای: فلسفه، الهیات، سیاست و اقتصاد. هشتگ #مقاله، #تحلیل و #نقد برای مطالب خودم: https://eitaa.com/criticalknowledge/460 نامزد دکتری فلسفه اسلامی و محقق #سیاست و #اقتصاد_سیاسی و #رسانه تماس @mshessami87
مشاهده در ایتا
دانلود
دانش حیاتی
ضمن تشکر از استاد رائفی‌پور برای آشکار ساختن گرایشات فکری و تعلقات سیاسی‌شان، دعوت می‌کنم برای آشنای
✍️ رائفی‌پور، آخرین و غیرآخرین قربانی هژمونی لیبرال ایران پساجنگ و یک تبیین اجمالی از مناظره سوسیالیسم-لیبرالیسم با اطلاع خوبی که از مناظره بین سوسیالیست‌ها و لیبرال‌ها دارم و نقایصی که در ادله مشهور دو طرف هست، کاملاً پیش‌بینی می‌کردم که افرادی که از یک منظر هر ایدئولوژی را مطالعه کنند به همان طرف متمایل می‌شوند. اما چرا در ایران، مذهبی یا غیرمذهبی، همه اغلب به سمت لیبرالیسم متمایل می‌شوند؟ چون لیبرالیسم هژمونی ساختاری (اعم از دانشگاهی و رسانه‌ای و سیاسی) در کشور دارد و لذا عجیب نیست که یک عوامی چون آقای رائفی‌پور که مطالعه تفصیلی در این دو ایدئولوژی و تاریخ آن‌ها نداشته راحت تحت تأثیر هژمونی یکطرفه لیبرالی با استدلال‌های ظاهرفریب اما ناقص آن‌ها قرار بگیرد و حرف‌های آن‌ها را بپذیرد و تکرار کند! معتقدم از ناحیه خلأ فهم نظری و تاریخی کافی از مناظره سوسیالیسم-لیبرالیسم، بزرگ‌ترین ضربه را بعد از جنگ خوردیم! سخن کامل در این باره خارج از مجال یک پست اجتماعی است، اما ناگزیر نکاتی عرض می‌کنم. به راستی راز شکست سوسیالیسم در شوروی چیست؟ آیا حق با لیبرال‌ها است؟ پاسخ اجمالی این است که شکست سوسیالیسم در شوروی بیش از این که ریشه در نقایص کمونیسم داشته باشد، ریشه در وضعیت تاریخی روسیه داشت. روسیه مثل تمام کشورهای جنوب و شرق، از توسعه صنعتی استعمار-پایه غرب عقب افتاده بود. لذا در شرایط رقابت با امپریالیسم غرب باید توسعه شتابان را هم برای جبران فاصله صنعتی با غرب و هم رسیدن به قدرت نظامی برای دفع تهدید نظامی غرب را اجرا می‌کرد. این مستلزم اعمال فشار کاری زیاد بر مردم شوروی بود. این فشار مضاعف برای جبران عقب‌ماندگی صنعتی تاریخی خود منجر به کاستن از بخش کشاورزی و در نتیجه گسترش فقر غذایی و حتی مرگ‌ومیر در اثر قحطی در شوروی و همچنین پایین بودن دستمزدها شد. نتیجه این تبیین کوتاه این است که سیاست‌های توسعه شتابان رابطه ضروری با سوسیالیسم ندارد. غرب نیز برای رسیدن به توسعه شتابان باعث مرگ و میر و فلاکت وسیع میلیون‌ها انسان در سراسر زمین شد و دقیقاً راز «موفقیت» مادی غرب همین جا است. غرب از این مزیت برخوردار بودن که هزینه انسانی مهیب توسعه صنعتی شتابان خود را بین گرده‌های کارگران سرزمین خود و بردگان و مردم مفلوک کشورهای مستعمره تقسیم کند! آنچه باعث پیشدستی غرب در توسعه صنعتی شد در حقیقت همین پیشدستی آن‌ها در استعمار و برده‌داری از دیگر کشورها بود، نه انقلاب علمی یا هوش بیشتر یا حتی انقلاب صنعتی یا هر توصیف متملقانه دیگر! چون بدون در نظر گرفتن عامل استعمار و صرفا با استناد به چند سال اختراع زودتر یک اسلحه یا ماشین بخار نمی‌توان فاصله مهیب بین غرب و بقیه دنیا را توضیح داد! شاهد بیشتر برای این که توسعه شتابان و نه ایدئولوژی سوسیالیستی باعث ناکامی شوروی شد این بود که در کشورهای غیرکمونیستی و حتی متحد امریکا، مثل ایران در دوره شاهِ (نا)پهلوی هم سیاست‌های توسعه شتابان منجر به تبعات اجتماعی وخیمی شد! پس در شرایطی که هم توسعه صنعتی غرب و هم سیاست‌های توسعه‌ای در کشورهای جهان سومی متحد غرب تبعات انسانی وخیمی از جمله گسترش فقر داشته، مساوی گرفتن سوسیالیسم با توزیع فقر یک مغالطه لیبرالی از جانب وحشی‌ترین نمایندگان سیاسی لیبرال سرمایه‌داری در غرب یعنی زوج سیاه تاچر-ریگان برای حیثیت‌آفرینی برای جنایت‌کارترین ایدئولوژی تاریخ بشر یعنی لیبرالیسم بود! این اشقیاء آن قدر وقیح‌ بودند که انکار می‌کردند که ۵۰ سال حاکمیت سیاست‌های سوسیالیستی روزولت بود که در خود امریکا رفاه عمومی ایجاد کرد اگر نه سرمایه‌داری لسه فر خود مردم امریکا را نیز به فلاکت انداخته بود که اوج آن رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ و دهه ۱۹۳۰ بود! این طوری لیبرال سرمایه‌داری، مواهب ناشی از سوسیالیسم را نیز به پای ایدئولوژی منحوس خودش سند زد تا زمینه را از دهه ۱۹۸٠ برای یک دور جدید از چپاول راحت‌تر و آزادتر مردم خود امریکا و دنیا فراهم کند! پستی یک ایدئولوژی از این بیشتر نمی‌شود که حتی موفقیت‌های رقیبش را با فریب‌کاری به خودش نسبت دهد! بعد از تبیین این نکته تاریخی، در خصوص نقایص زیربناهای فلسفی لیبرالیسم و سوسیالیسم نیز می‌توان سخن گفت اما تردیدی نیست در سطح روبنایی سوسیالیسم با قطع نظر از مبانی الحادی غیرضروری آن، یک آرمان شریف است که از نظر من در شکل کلی همان آرمان امت‌گرایی انبیاء الهی است و کسانی که چشم بسته به سوسیالیسم فحش می‌دهند در حقیقت ناخواسته دارند به آرمان امت‌گرایی انبیاء توهین می‌کنند!‌ پس زنده باد سوسیالیسم: آرمان انبیاء! @criticalknowledge 🧬 دانش حیاتی
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
‌ ‌ 🔸 امام على عليه السلام: لا يُستَعانُ على الدهرِ إلاّ بالعَقلِ. 🔹 در برابر روزگار، جز از خِرَد كمک نتوان گرفت. 🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
بر جناب حمزه گریه می کردند!!! 😢 رسول خدا (ص) بعد از جنگ احد از کنار خانه‌هایی از انصارعبور می‌کردند که صدای بکاء و نوحه بر کشته‌گان خودشان را شنیدند. چشمان رسول خدا (ص) پر از اشک شد و فرمود: عمویم حمزه گریه کن ندارد. و چون سعد بن معاذ و اسید بن حضیر به خانه‌های بنی‌عبدالاشهل بازگشتند زنانشان را امر کردند تا غم و‌اندوه خود را در سینه‌ها حبس کنند و ابتدا برای عموی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عزاداری کنند.  😢از آن به بعد کسانی که سخن پیامبر را شنیده بودند قبل از گریه بر هر شهیدی اوّل برای حمزه عزاداری می‌کردند: فلم تبک امراه من الانصار علی میّت بعد قول رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) لکنّ حمزه لابواکی له الی الیوم الّا بدات البکاء علی حمزه. هیچ زنی از انصار بعد از شنیدن فرمایش رسول خدا که عمویم حمزه گریه کن ندارد، بر مرده‌ای گریه نمی‌کرد، مگر این که اوّل برای حمزه عزاداری می‌کرد.  سیره ابن هشام
💠 ۷ آبان و کوروش هخامنشی و تاریخ‌سازی اشرافیت تاریخی یهود 🔻بخش اول 🔹تا پیش از ورود مستشرقان اروپایی و اکثراً یهودی به ، و تلاش برای شناسایی آثار تاریخی ایران زمین، کشف رمز خطوط قدیمی و خواندن کتیبه‌های کهن و درنهایت کاوش‌های باستان‌شناسی در سایت‌های باستانی ایران و منطقه ، به‌ویژه در و ، اطلاعات چندانی از امپراتوری‌ها و تمدن‌های شرق میانه در دسترس نبود و ایرانیان همچون سایر ملت‌های منطقه جز پاره‌ای مطالب اسطوره‌ای و افسانه‌ای، دانش منسجمی در باره سلسله‌ها و حکومت‌های باستانی خود در اختیار نداشتند، اما با آغاز مطالعات شرق‌شناسی و ایران‌شناسی در منطقه شرق میانه و ایران، برنامه‌ای هدفمندانه پی‌گرفته شد و به دنبال آن ادوار تاریخی ۲۵۰۰ ساله موجود از دوران هخامنشیان تا روزگار حاضر تحت عنوان «تاریخ ایران» مدون گردید و رسمیت یافت! کیست که نداند این رویکرد تاریخی، به‌ویژه در دوران به شدت تقویت و دنبال شد و حتی به کاوشگران و باستان شناسان غربی، خصوصاً بنگاه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو اجازه هر نوع دخل و تصرفی در ابنیه تاریخی ایران داده شد. 🔹مرحوم دکتر محمد مقدم- محقق مرتبط با بنگاه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو- به صراحت در مقدمه کتاب «تاریخ شاهنشاهی هخامنشی»  اذعان می‌دارد که در کاوش‌ها برخی اسناد مورد بی‌مهری قرار گرفته است: «در سده‌‌های هفدهم و هجدهم میلادی نوشته‌های کتاب مقدس زیر نکته‌سنجی و خرده‌گیری پژوهند‌گان و فرزانگان در قرار گرفت و در همین هنگام پاره‌ای از نویسندگان بزرگ اروپا به نوشته‌های باستانی و و ایران و روی آوردند. برای جلوگیری از پیشرفت و گسترش این طرز فکر، دستگاه‌های دینی و سیاسی اروپا و سپس کوشش و خرج بسیار نمودند که از راه پژوهش‌های تاریخی بنیاد نوینی را برای تاریخی جلوه‌دادن داستان‌های دینی خود استوار سازند. کاو‌ش‌های فراوان در سرزمین‌های کتاب مقدس پی‌در‌پی انجام گرفت. روی سرزمین‌ها و قوم‌ها و آثاری که یافت می‌شد نام‌های کتاب مقدس گذاشته شد. آن‌ چه برخلاف میل پیدا می‌شد، یا به ‌دست فراموشی سپرده می‌گشت یا تعبیری دلخواه از آن می‌شد.» (تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ا.ت.اومستد (المشتاد)، ترجمه محمد مقدم، مقدمه مترجم، ص۳) 🔹بنابراین طبق آن چه این محقق مرتبط با بنگاه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو عنوان می‌دارد این کاوشگران سلیقه و گرایش خود را در کشف اسناد کاملاً دخیل می‌داشته‌اند. این بدان معناست که محققان و پژوهشگران مستقل ایران برای همیشه و عامدانه از دسترسی به برخی اسناد محروم شده‌اند. در این رویکرد تاریخی همان‌گونه که بسیاری از مورخان از جمله دکتر مقدم معترفند همه چیز بر محور اثبات هویت یهودیان بنا شده است و هیچ‌گونه ارتباطی با احیای شئونات تاریخی ملت ایران ندارد. 🔹در منابع ایرانی، بسیار کمرنگ است، یعنی نه در مورد وی غلوهایی از قبیل بیش‌قراولی ، کشورگشایی بدون خون‌ریزی یا دادگری و امثالهم وجود دارد و نه گزارش منفی پیرامون وی منعکس شده است. اگر کوروش آن بود که برخی به عرشش رسانده‌اند، محال بود که حتی نامی از وی نبرد و همچنین تا قبل از دو سده اخیر کسی «مشهد مادر سلیمان» را که از آن تاریخ تاکنون به عنوان تبلیغ می‌شود، نشناسد. کسی ادعا نکرده که کوروش در وجود خارجی نداشته است، بلکه فقط باید به ‌دور از پرخاشگری و توهین به صورت عالمانه و محققانه به این موضوع پرداخت ‌که چرا بعضی منابع غیرایرانی همچون مورخان به‌طور غلوآمیز به وی پرداخته‌ و حتی تا جایگاه پیامبران ارتقایش داده‌اند (البته نباید فراموش کرد که این منابع دچار تناقضات فاحش در این زمینه‌اند)؛ بنابراین‌ آن‌‌چه از سوی جمعی از تاریخ‌پژوهان متأخر عنوان می‌شود بهره‌مندی خاص از کوروش، و به‌طور کلی هخامنشیان در بیش از دو سده اخیر است. 🔹مقاله تحقیقی «کوروش و یهودیان» به قلم دکتر اسماعیل سنگاری و دکتر علیرضا سلیمان‌زاده به این واقعیت گواهی می‌دهد که از نظر انبیای یهود آن ‌چه بر اشرافیت یهود در انتقال از به آمده نتیجه گناهان این قوم بوده است: «بنابر عهد عتیق حتی یک یهودی هم در اورشلیم به انصاف رفتار نمی‌کرد. همه افراد چونان اسب‌های مستی بودند که برای زنان همسایه خود شیهه می‌کشیدند، قسم‌های دروغ می‌خوردند. مرتکب دزدی و زنا می‌شدند. هیچ‌کس حتی بر برادر خود رحم نمی‌کرد؛ لذا خداوند عذاب خود را بر این قوم ظالم نازل می‌کرد.» (کوروش و یهودیان، مهرنامه، شماره50، ص 144، نقل به مضمون از کتاب «ارمیای نبی» باب 7 ) اگر روایات در این زمینه را درست بپنداریم، کمک به چنین جماعتی چه فضیلتی برای کوروش به‌حساب می‌آید تا وی را قهرمان و پیش‌قراول حقوق‌بشر بنامیم؟ 📚 کتاب چالش‌های تاریخی - به کوشش ☫ Kaateb313 ║ڪـانون‌تفڪربرهـان .