eitaa logo
بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی
5.3هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
658 فایل
ناشر اختصاصی آثار تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی کانال رسمی @bonyadtarikh تازه های پایگاه: http://iranemoaser.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 فراماسوی بیداری ایرانی – اسلامی 🔷 استبداد قانونی‌شده، عنوانی است که می‌توان به داد. این نظام ساختار سیاسی و اجتماعی ایران را دگرگون ساخت و مهم‌ترین تحول آن، تبدیل استبداد کلاسیک قاجاری به استبداد مدرن سلطنتی بود. تا پیش از ، سلطنت و خانواده سلطنتی ماهیت قانونی یا شرعی نداشتند و جابه‌جایی قدرت به سنت‌های ایلات وابسته بود اما با مشروطه، سلطنت به شکلی دائمی و قانونی درآمد. 🔶 قانون اساسی مشروطه سلطنت را در یک خانواده و ایل تثبیت کرد و بدین‌ترتیب استبداد به شکل قانونی دوام یافت. این استبداد قانونی‌شده، سلطنت را ابتدا در خاندان و سپس رسمیت بخشید، و منورالفکران نام این کار غیرعقلانی را تجدد گذاشتند. مصادره انقلاب عدالت‌خواهانه ملت موجب شد ساختار پوسیده استبداد پادشاهی مدرن و قانونی جلوه کند. 🔷 استبداد مدرن با استبداد کلاسیک تفاوت‌های ساختاری و سازمانی زیادی دارد. تا این تفاوت‌ها به درستی فهم نشود، دلایل صدور فتوای حرمت حکومت سلطنتی مشروطه توسط برخی مخالفان قابل درک نیست. استبداد مدرن پیچیده‌تر، سازمان‌یافته‌تر و در عمق زندگی مردم نفوذ بیشتری داشت. 🔶 واژه استبداد قانونی‌شده، نشان‌دهنده واقعیت‌هایی است که علوم سیاسی ایران هنوز درباره آن پاسخ دقیق و روشنی ندارد. هرچند این نظریه ساختار سیاسی و اجتماعی را هدایت کرد، باید قربانیان آن نسبت به متفکرانی که بنای چنین سیستمی را گذاشتند، اعلام جرم کنند. 🔷 در خط مقدم مقابله با این جریان، هشدارهای استراتژیکی دقیقی به ملت ایران داد. ایشان در تاریخ ۱۳۶۰/۱۰/۷ در پیامی که به مناسبت بازگشایی مراکز تربیت معلم صادر شد، فرموده: «ما از شر و خلاص شدیم، لکن از شر تربیت‌یافتگان غرب و شرق به این زودی‌ها نجات نخواهیم یافت. اینان برپا‌دارندگان سلطه ابرقدرت‌ها هستند و سرسپردگانی هستند که با هیچ منطقی خلع سلاح نمی‌شوند. و هم‌اکنون با تمام ورشکستگی‌ها دست از توطئه علیه جمهوری اسلامی و شکستن این سد عظیم الهی برنمی‌دارند.» 🔶 هرچند بعد از انقلاب اسلامی، حکومت چنین رژیمی پایان یافت اما ساده‌لوحانه است اگر تصور شود امکان بازگشت حامیان فکری و ایدئولوژیک آن و شکل‌گیری‌شان در قالب‌هایی چون دموکراسی‌خواهی یا ملی–مذهبی ممکن نیست. استبداد قانونی‌شده یا «دیکتاتوری منور» هنوز به عنوان زیربنای تاریخی سیاست‌ ایران نقش تعیین‌کننده دارد. 🔷 در عصر انقلاب اسلامی، این نظریه همچنان بر رفتار فرهنگی و اجتماعی جریان‌های روشنفکری غرب‌گرا سایه افکنده و اغلب آرمان‌های دیگر با توجه به آن تفسیر و سنجیده می‌شوند. مدعای تجدد در ایران، به جای حل عقب‌ماندگی، وابستگی و تداوم استبداد را افزایش داد. 🔶 روشنفکران و نخبگان نتوانستند نقاب شرایط جدید را از چهره استبداد مدرن کنار بزنند، بلکه بسیاری از آنان خود به پیاده‌نظام نظریه دیکتاتوری منور بدل شدند و مقدمات استمرار بحران‌های جدید را فراهم کردند. اجرای اصلاحات صوری، سرکوب و بی‌توجهی به دغدغه‌های ملی و اخلاقی، سیاست‌های ضد فرهنگی رضاخان و ...، همگی از همین ریشه سرچشمه می‌گرفت و شناخت این نظام راه فهم ریشه‌های انقلاب اسلامی را فراهم می‌کند. 🔷 بازگشت روشنفکری غرب‌گرا به الگوهای ارتجاعی دوره قاجار و پهلوی امری تاریخی است؛ امروز نیز شاهد شکل‌های جدید این بازتولید هستیم و اگر تهدیدات این تفکر بدرستی شناخته نشوند، زمینه بازگشت همان استبداد مدرن دوباره در جامعه فراهم خواهد شد. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌‎پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 نخستین جرقه انقلاب در دهه پنجاه و نقدی بر تحلیل یرواند آبراهامیان 🔷 در بررسی تاریخ ، روایت‌های مختلف و گاهی متناقضی درباره نقطه آغاز و جرقه اولیه آن مطرح شده است. برداشت‌ها و تعابیر از وقایع پیش از انقلاب، همواره دستاویزی برای شکل‌دهی نگاه‌های گوناگون به سیر منحنی انقلاب بوده‌اند. بعضی نگاه‌ها، گفتارها و جلسات روشنفکری را به ‌عنوان مبدأ می‌شناسند و برخی دیگر بر نقطه‌عطف‌هایی همچون قیام‌های مردمی تأکید می‌کنند. 🔶 در این میان، تحلیل یرواند آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» نقش مهمی دارد. او نخستین جرقه را نه در ، بلکه در برگزاری سلسله شب‌های شعر و رخدادهای دانشگاه صنعتی شریف می‌بیند. به اعتقاد او، فضای باز سیاسی نیمه دوم دهه پنجاه و فعالیت‌های روشنفکران مخالف شاه، موتور محرکه اصلی تحولات انقلابی بود و اعتراض مستقیم خیابانی، واکنشی بعدی به این فضای فرهنگی محسوب می‌شد. 🔷 این دیدگاه، با استقبال برخی روشنفکران و نویسندگان داخلی نیز مواجه شده است. طبق این روایت، عاملی چون درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی و روشن شدن نام برای جامعه، اهمیت خود را از دست داده و همه‌چیز به تلاش گروه‌های فرهنگی و روشنفکری فروکاسته می‌شود. حتی برخی منابع کلیدی در کشور نیز، با تأثیر گرفتن از این تحلیل، نقطه آغاز تحولات را صرفاً به فضا و جلسات روشنفکری نسبت داده‌اند. 🔶 اما مستندات دیگر تاریخی، روایت متفاوتی ارائه می‌دهند. بسیار پیش از آنکه جلسات شب شعر یا فعالیت‌های دانشجویی جدی‌تر شود، مبارزه ملت ایران با بر محوریت چهره‌های مذهبی و نقش‌آفرینی مستقیم مردم شکل گرفته بود. جنبش‌هایی چون قیام ۱۵ خرداد و حوادثی مانند شهادت حاج آقا مصطفی خمینی، انگیزه و حرکتی نو به اعتراضات مردمی دادند. تظاهرات مردم قم پس از انتشار مقاله توهین‌آمیز درباره امام خمینی در دی ۱۳۵۶، جرقه‌ای شد که موجی از قیام‌های پی‌درپی در شهرهای مختلف ایجاد کرد و ورق تاریخ را برای همیشه برگرداند. 🔷 ادعای آغاز انقلاب با جلسات شعر و اعتراضات فرهنگی، متکی بر اطلاعاتی ناقص و برداشت‌هایی سطحی از فضای جامعه آن زمان است. بسیاری از این گردهمایی‌های هنری و فرهنگی، توسط گروه‌های کوچکی با دیدگاه‌های خاص برگزار می‌شدند و گستردگی و تاثیر اجتماعی لازم برای چنین تاثیرگذاری تعیین‌کننده‌ای نداشتند. حتی خود اسناد تاریخی هم نشان می‌دهند که مخالفان اصلی رژیم تا پیش از اواخر سال ۵۶، ظرفیت تبدیل اعتراضات تئوریک و فرهنگی به حرکت خیابانی گسترده را نداشتند. 🔶 از سوی دیگر، سیر رخدادها نشان می‌دهد که این قیام مردمی بود که موتور تحولات را روشن کرد، نه صرفاً موج فعالیت‌های روشنفکری یا فضای باز سیاسی شاه. ، با برخورد مأموران با مردم و جان‌باختن جمعی از معترضان، نقشی کلیدی در بسیج مردم علیه نظام داشت. زنجیره چهلم‌ها و مراسمی که پس از این واقعه در سراسر کشور برگزار شد، جو جامعه را به سمت اعتراض گسترده سوق داد. 🔷 در مجموع، تقلیل جرقه اصلی انقلاب به فعالیت‌های محدود گروه‌های هنری و روشنفکری، نادیده گرفتن ریشه‌های عمیق اجتماعی، سیاسی و مذهبی انقلاب ایران است. این روایت نه تنها با مستندات تاریخی هم‌خوانی ندارد، بلکه حقایق مهمی درباره رهبری امام خمینی، باورهای مذهبی مردم و نقش‌آفرینی توده‌ها را پنهان می‌کند. تاریخ واقعی انقلاب اسلامی، داستانی از حضور پررنگ مردم، فریادهای عدالت‌خواهانه، و پایداری در برابر ظلم است؛ مسیری که با هر قیام، هر چهلم و هر اعتراض، فصل به فصل آن توسط خود مردم ایران نوشته شد. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌‎پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 انقلاب اسلامی و گروه‌های تجزیه‌طلب در ایران 🔷 پیروزی در ایران به رهبری حضرت (ره)، تحول بزرگی در تاریخ معاصر کشور رقم زد و تهدیدی اساسی برای منافع ابرقدرت‌های شرق و غرب شد. برای مقابله با این موج استقلال‌خواهی، قدرت‌های خارجی به حمایت و تحریک گروه‌های تجزیه‌طلب در مرزهای روی آوردند. آغاز رویارویی جمهوری اسلامی با این گروه‌ها در مناطقی چون آذربایجان، کردستان، خوزستان، ترکمن‌صحرا و سیستان و بلوچستان بود. پیوندهای قومی، زبانی و مذهبی با کشورهای همجوار،‌ مهم‌ترین محرک این جنبش‌ها و بستر اصلی مداخله خارجی بود. 🔶 گروه‌های تجزیه‌طلب با استفاده از بحران‌های بومی و حمایت بیرونی، ایران را هدف گرفتند و این گروه‌ها اغلب با شعارهای جذاب اما برخاسته از تفکرات ناسیونالیستی افراطی ظاهر شدند و در برخی مناطق مرزی نفوذ پیدا کردند. جمهوری اسلامی با تکیه بر ظرفیت مردمی و روحیه ملی و دینی ایرانیان، اغلب این گروه‌ها را در همان سال‌های نخست سرکوب و کنترل کرد. 🔷 تبلیغات و گسترش اینترنت، فضای جدیدی برای فعالیت گروه‌های تجزیه‌طلب فراهم آورد. حضور این گروه‌ها اکنون عمدتاً در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مجازی خلاصه می‌شود؛ جایی که اغلب بیش از آن‌که پایگاه اجتماعی واقعی داشته باشند، به جنگ روانی و شایعه‌سازی علیه وحدت کشور مشغول‌اند. 🔶 مناطق مرزی ایران، به واسطه ارتباط مستقیم قومی و زبانی با همسایگان، همواره زمینه‌ساز نفوذ و تحریک تجزیه‌طلبانه بوده‌اند. کردستان، آذربایجان، خوزستان و بلوچستان از مهم‌ترین نقاط آسیب‌پذیر بودند که اتکای اصلی شورش‌ها به تحریکات بیرونی و بهره‌برداری از تنش‌های تاریخی و فرهنگی بود. حرکت‌های تجزیه‌طلبانه با وجود حمایت خارجی، با واکنش هوشمندانه و احساس مسئولیت مردم این مناطق و همدلی ملی، بارها ناکام ماندند و وحدت ایران به‌رغم همه تهدیدها حفظ شد. 🔷 تنوع قومی و فرهنگی ایران همواره فرصتی برای پیشرفت و همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام مختلف بوده است. اما عدم مدیریت صحیح این تنوع یا ظهور تبعیض، زمینه را برای تحریک دشمنان و رشد اختلافات فراهم می‌کند. تأکید بر عدالت، بالندگی فرهنگی و پرهیز از برتری‌جویی قومیتی راهکاری مؤثر برای مقابله با آسیب‌های ناشی از سوءاستفاده از تنوع است. 🔶 قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای از جمله ، عراق دوره صدام حسین، سابق، و برخی کشورهای عربی خلیج فارس هر یک در برهه‌هایی از حرکت‌های تجزیه‌طلبانه حمایت کردند. این حمایت‌ها به شکل مالی، رسانه‌ای یا لجستیکی موجب تکرار و تشدید بحران‌های قومی شد که همواره با هوشیاری ملی پاسخ گرفتند. 🔷 مسعود رجوی از رهبران برجسته حرکت‌های مسلحانه ضد نظام پس از انقلاب، با بهره‌گیری از حمایت رژیم بعث عراق، به گسترش بحران‌های امنیتی دامن زد. هویدا، نخست‌وزیر واپسین سال‌های پهلوی، یادآور دوران تضعیف دولت مرکزی در برابر موج تحولات قومی و بحران‌های تجزیه‌طلبانه است. 🔶 حضرت امام خمینی (ره) با رهبری الهام‌بخش و تأکید بر هویت ایرانی-اسلامی، محور و دفع اصلی موج تجزیه‌طلبی پس از انقلاب بود. رویکرد ایشان فراخوان همگان به حمایت از تمامیت ارضی و وفاق ملی در سراسر کشور بود. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 یک منبری ضد صهیونیست ⭐️ به مناسبت سالروز شهادت در تاریخ ۳۰ تیرماه سال ۱۳۵۷ شمسی 🔷 در روزگاری که جامعه از انواع فساد و فشار رنج می‌برد، کافی نوجوان مشهدی بود که پس از شفا یافتن پدر بزرگش در حرم امام رضا(ع)، خانواده‌اش در این شهر سکونت دائمی یافتند. ریشه‌ی حضور در مشهد، پیوندی بود میان شفای پدر بزرگ و عشق به محضر اهل بیت. دغدغه اول، شناخت درد مردم و یافتن راه علاج بود؛ همین شد که قدم در راه تحصیل دین گذاشت و از کودکی طلبگی را در مدارس آغاز کرد. 🔶 روحیه‌اش با گره خورد؛ از همان سال‌ها، وجودش وقف روضه‌خوانی و احیاء مجالس اهل بیت شد. این علاقه، کافی را تا نجف کشاند تا از اساتید بزرگ مانند آیت‌الله خویی و شهید مدنی بهره بگیرد. حضور در عتبات و پیاده‌روی‌های عاشورایی، او را با درد مشترک مسلمانان و آرمان‌های جهان اسلام آشنا ساخت. بازگشت به مشهد، آغازی بود بر تبلیغ جدی و گره خوردن بیشتر با مسائل اجتماعی مردم. 🔷 فعالیتش فقط منحصر به منبر نبود. دلش برای محرومان می‌تپید و دست یاری به سوی نیازمندان دراز می‌کرد. سخنرانی‌های کافی، همیشه مرور دغدغه مردم بود؛ مقدار زیادی از انرژی‌اش صرف کمک به فقرا، ساخت و توسعه مراکز خیریه و حتی حمایت از خانواده‌های زندانیان سیاسی شد. 🔶 کم کم پایگاهی به نام مهدیه، نخست در تهران و بعد در شهرهای مختلف سر برآورد؛ خانه‌ای برای عاشقان دعا و نیایش که کافی با شب‌های متوالی، جلساتش را درآنجا برپا کرد. وقتی جمعه می‌شد، او با عشق به تهران بازمی‌گشت تا دعای ندبه را با جمع مؤمنان بخواند و دوباره به مأموریت‌های تبلیغی دور و نزدیک رهسپار شود. 🔷 تحولات سیاسی و دینی روزگار، نه فقط بی‌تفاوتش نکرد؛ بلکه او را به صحنه کشاند. سخنانش بازتاب دردها بود، علیه ظلم شمشیر زبان می‌کشید و فضای منبرش، تبدیل شد به پناهگاهی برای اعتراض آرام و آشکارتری مقابل استبداد و فساد. همزمان، از و او حمایت همه‌جانبه کرد و در ایام حساس، همراه انقلاب شد؛ همین حمایت و پیروی، خیلی زود برای دستگاه خطر بالقوه‌ای ساخت. 🔶 اقدامات ضددینی، شکنجه و سرکوب مخالفان ـ چه از سوی چه عوامل دیگر ـ بی‌پاسخ نمی‌ماند. کافی آشکارا جلوی طرح‌ها و لایحه‌هایی چون لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی ایستاد؛ بدون لکنت، در منابرش از خطر صهیونیسم و یهود پرده برداشت و پافشاری بر رسالت اجتماعی علما را فریاد زد. 🔷 با این مواضع، چندین بار بازداشت و ممنوع‌المنبر شد. تلاش‌هایی برای اعزام او به سربازی یا تبعید کافی به شهرهایی چون سراوان و آمل به اجرا درآمد و در مقابل، کافی سفرها و مجالسش را پناهگاه اعتراض ساخت. صراحتش در حمایت از فلسطین و محکومیت اسرائیل، باعث شد بارها مورد تذکر و بازجویی قرار بگیرد؛ اما حتی پشت دیوارهای زندان هم صدایش خاموش نشد. 🔶 اخلاق اجتماعی کافی، از مردمی‌بودن و دلسوزی برای محرومان جدا نبود. آثار کمک‌هایش به خانواده‌های مستمند و یاری به بی‌پناهان هنوز هم یادگار آن روزهاست. اعتقادی جدی داشت که دین و روحانیت باید در قلب جامعه باشد؛ دغدغه مردم را از جمله مسئولیت اصلی خود می‌دانست و همیشه از میان مردم و برای مردم سخن می‌گفت. 🔷 در تمام این مسیر، همبستگی‌اش با و مشارکتش در جریان مبارزه، کافی را عنصر مزاحم برای رژیم کرد؛ خطری که سرانجام با شهادتش در سال ۱۳۵۷ به نقطه اوج رسید. صدایش که خاموش شد، وجهه او به عنوان یک آخوند اجتماعی و مردمی، الگویی ماندگار برای جویندگان راه حق و مقاومت باقی ماند؛ نمونه‌‌ای از یک مبارز ضدصهیونیست، یاوری دردمند برای مردم، و سربازی برای اسلام و انقلاب. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌انقلاب اسلامی، شکست تجربه غرب‌گرایی و زوال پادشاهی در ایران 🔷 و طبقه حاکمه ایران قادر به ایجاد دگرگونی نبودند. از دیدگاه غرب، ضرورت داشت شاهی مستبد و حاکمیت استبدادی جهت تسریع توسعه تاریخی ایران حضور داشته باشند. همکاری غرب با نظام پادشاهی ایران طی ۱۵۰ سال اخیر در این چارچوب تحلیل شده است. سیاستمدارانی حرفه‌ای و وابسته به خانواده‌های اشراف و تحصیل‌کرده‌های غرب را گرد هم آورده بود، افرادی که به ایدئولوژی‌های لیبرال-دموکراسی یا سوسیال-دموکراسی شکی وارد نمی‌کردند. 🔶 و در هر صورت با حمایت و به روی کار آمده‌اند و اسطوره‌سازی‌های با تمام وجوهش بر اساس تئوری‌های نظام مشروطه سلطنتی انگلیس شکل می‌گرفت. اسطوره‌واری را که خود ساخته بودند باور کردند و بدین طریق اسیر پندارگرایی‌های «دیکتاتوری منور» و یا «دولت مطلقه مدرن!» شدند. برای روشنفکران داخلی، نظام مشروطه سلطنتی و قانون اساسی آن علی‌رغم تمام نقایص و دست‌اندازی‌هایی که مستبدان به آن داشتند، طلیعه یک نظام دموکراتیک به نظر می‌رسید. 🔷 نظام مشروطه سلطنتی، برخلاف تصور روشنفکران غرب‌گرا، باعث تشکیل و تثبیت سلطنت استبدادی در ایران شد و رضاخان توانست بستر این استبداد را به وجود آورد و قانون‌شکنی‌ها و جنایات خود را ممکن سازد. مشروطه‌خواهان سلطنت‌طلب با تعصب نسبت به این نظام و تساهل در برابر تخلفات پهلوی‌ها مانع ظهور اندیشه‌ها و راه‌حل‌های جدید شدند. به خوبی درک کرد که باید از قدرت دولت برای تجدد و بازسازی به سبک غربی بهره ببرد و همه چیز را به وجود شخص دیکتاتور و دستگاه حکومتی او وابسته کرد؛ او با وجود استبداد کم‌نظیرش، توسط روشنفکرانی اداره می‌شد که ساختاری پیچیده و دیوان‌سالارانه و فاسد داشتند. نظام مشروطه سلطنتی براساس هوس‌های دیکتاتوری کار می‌کرد و به نابودی هزاران خانواده کشاورز منجر شد و در نتیجه، عقب‌ماندگی، فقر و ناکامی‌های وسیعی در ایران رخ داد. روشنفکران و نخبگان جامعه که خود باعث شکل‌گیری دیکتاتوری شدند، در زندان‌های رژیم شاه سرکوب و نابود شدند. 🔶 حمایت قدرت‌های غربی و در رأس آن و و حتی از بنیادهای نظام پادشاهی و محمدرضا پهلوی مزید بر علت بود و جسارت لازم را از نخبگان سیاسی و فکری ایران برای دادن شعار سقوط نظام پادشاهی گرفت. در این میان فقط یک صدا بود که سازش نمی‌پذیرفت و به چیزی کمتر از سقوط نظام پادشاهی در ایران رضایت نمی‌داد و آن (ره) بود. 🔷 آگاهی ملت ایران از ضرورت تغییر و دگرگونی نظام پادشاهی و دیکتاتوری وقتی به وجود آمد که (ره) رهبر جنبش انقلابی ملت ایران شد. تا آن موقع بیش از چند دهه وقت تلف شده بود و میراثی که باید در انقلاب عدالتخانه ملت ایران، دور انداخته می‌شد با حاکمیت جریانات غربگرا و طرفدار سلطنت، متمركزتر و عظیم‌تر گشته بود. هر نوع مبارزه‌ای برای اینکه به موفقیت بینجامد می‌بایستی مبتنی بر اصولی کاملا محكم، مردم‌پسند، آرمانی و دارای رهبری سازش‌ناپذیر باشد، تا همان‌طورى كه قدم به قدم پیش می‌رود ضمن تثبیت پیشرفت‌های خود، از جلب خصومت همزمان صاحبان منافع عینی و ذهنی موجود پرهیز کند. همه این خصیصه‌ها در انقلاب اسلامی و رهبری امام جمع بود. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 اتحاد برای خیانت و جنایت 🔷 ابوالحسن متولد دوم فروردین ۱۳۱۲ در همدان و فرزند آیت‌الله سید نصرالله بنی‌صدر، سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب فعالیت سیاسی پررنگی داشت؛ از دانشگاه تهران تا زندان‌های رژیم و سرانجام مهاجرت به و تحصیل در سوربن. پس از اوج‌گیری انقلاب، همراه با (ره) در روزهای تبعید در پاریس حضور پیدا کرد و پس از بازگشت به ایران، از اعضای اصلی شورای انقلاب شد. با فروپاشی نظام شاهنشاهی، عرصه سیاسی کشور آماده نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری شد؛ انتخاباتی که بیش از صد نامزد در آن ثبت‌نام کردند اما تنها هشت نفر در نهایت وارد رقابت شدند. در میان این اسامی، ابوالحسن بنی‌صدر با شعارهای پرآب‌وتاب و وعده‌هایی که بعدها با عملکرد او بی‌ارتباط جلوه کرد بیشترین آرا را به دست آورد و با فاصله با رقبا، او را به نخستین رئیس‌جمهور ایران بدل ساخت. 🔶 در حالی که امام خمینی (ره) به علت ناراحتی قلبی در بیمارستان بستری بود، بنی‌صدر اوج تبلیغات انتخاباتی را پشت سر گذاشت و شانس خود را برای پیروزی افزایش داد. روایت خاطرات از دیدار در با امام و آگاهی از مخالفت‌های ایشان با نامزدی بنی‌صدر، فضای آن ایام را به تصویر می‌کشد. بنی‌صدر با تکیه بر این پیروزی، علاوه‌بر ریاست‌جمهوری، از سوی امام مسئولیت فرماندهی کل قوا را نیز بر عهده گرفت، اما نگاه انتقادی و گاه خصمانه نسبت به سپاه، نهادهای انقلابی و دادگاه‌های انقلاب همواره در رفتار و سیاست‌گذاری‌هایش هویدا بود. تضاد با حضور و نقش روحانیت در دولت، مخالفت با مالکیت خصوصی و جدل با اصل ولایت‌فقیه، بنی‌صدر را از بسیاری بدنه‌های انقلابی جدا کرد. این شکاف‌ها به ویژه در موضوعات حساس‌تر، مثل ()، بیش از پیش نمایان شد؛ جایی که مخالفت علنی بنی‌صدر با اقدام دانشجویان پیرو خط امام آشکارا بروز یافت. 🔷 در مقطع گروگانگیری، بنی‌صدر در تعامل محرمانه با صادق قطب‌زاده و در هماهنگی با طرف‌های آمریکایی، برای آزادی گروگان‌ها بدون اطلاع امام و مجلس وارد عمل می‌شود؛ روندی که هیچ‌گاه به نتیجه نرسید و جز ناکامی و دامن زدن به بی‌اعتمادی‌ها سودی نداشت. از سوی دیگر، سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی پس از شکست‌های پیاپی در انتخابات‌های خبرگان قانون اساسی، ریاست‌جمهوری و مجلس، از مناصب کلیدی دور ماندند و چاره‌ای جز نزدیکی به قدرت و نفوذ در حاکمیت نیافتند؛ بنابراین، اتحاد تاکتیکی مسعود رجوی و بنی‌صدر شکل می‌گیرد. جلسات روزانه و دو روز در میان موسی خیابانی و رجوی با بنی‌صدر، بیانگر رابطه نزدیک آنان در پشت پرده بود؛ رابطه‌ای که با هدف تأثیرگذاری بر سیاست‌های کلان کشور و پیشبرد مطامع ناکام مجاهدین خلق، فضای تلخ و ناآرام آن روزها را رقم زد. اسناد کشف‌شده از سازمان مجاهدین بعد از وقایع تیر و ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، به صراحت اتحاد با بنی‌صدر را حلقه کلیدی برای ضربه به نظام و به زانو درآوردن جمهوری اسلامی نشان می‌دهد. 🔶 تحلیل‌های رجوی در دفتر مخصوص، برنامه حذف نهادهای انقلابی، استقرار نوعی نظام خشن استبدادی موسوم به "مجاهدتاریا" و تلاش برای دور زدن مشروعیت و مقبولیت عمومی، پرده از عمق همکاری و هم‌سویی این دو فکر برمی‌دارد. این اتحاد اما پیامدهای روشنی داشت: تضعیف فضای سیاسی کشور، تقویت بحران‌های امنیتی، ترویج اختلاف و چندپارگی و شکل‌گیری تندترین صف‌بندی‌های اجتماعی و سیاسی پس از انقلاب. ناکامی‌های عملیاتی، خیانت‌ها و جنایات پنهان‌شده در پشت صحنه این اتحاد، کار را بدان‌جا رساند که هم بنی‌صدر و هم رجوی راه خود را به سوی خروج و فرار از کشور پیش گرفتند. 🔷 در مرور این رخدادها، موضع‌گیری‌ها و عملکردهای خاص، نارضایتی‌های عمیق و جریان‌های موازی قدرت، اسناد تاریخی نقش کلیدی ایفا می‌کنند. دفتر خاطرات و آرشیوهای کشف‌شده، گواهی است بر پیوند استراتژیک این دو نفر در دوران التهاب و بحران، که منجر به یکی از آسیب‌زاترین فصل‌های سیاسی پس از انقلاب شد؛ فصلی سرشار از شواهد، تحلیل‌ها، و اسامی که هر یک گوشه‌ای از حقیقت پنهان این اتحاد برای خیانت و جنایت را عیان می‌سازد. 🖇 متن کامل فصلنامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 ۱۵ خرداد، برافتادن مشروطه و برآمدن انقلاب اسلامی 🔷 سال در مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران نقطه‌ای سرنوشت‌ساز است که بدون اعتنا به تلاش کسانی که آن را رخدادی عادی جلوه می‌دهند، اثرش را آشکارا بر جای گذاشته است. هزاران نفر در آن مقطع دستگیر، زندانی، تبعید یا کشته شدند و در میان آنان و یارانش نیز حضور دارند. اما تفاوت عمده پانزده خرداد نه در شمار قربانیان، بلکه در نوع پیوند عمیقش با همه ابعاد تاریخ و ارزش‌های ملت است. صحنه‌ای که مبارزات مردم ایران، شیوه و اهداف خود را بازآفرینی نمود و آرمان‌هایی تازه دمید. 🔶 در فضای تفسیر رسمی از جنبش‌های اجتماعی، نیروها به دو اردوگاه سنتی (روحانیت، بازاریان، اشراف، دهقانان) و مدرن (طبقه متوسط جدید، کارگران، روشنفکران) تقسیم می‌شوند. بسیاری از این دیدگاه‌ها جنبش ۱۵ خرداد را حرکتی کور می‌دانند که فاقد رهبری اجتماعی واقعی است. با بازخوانی خاطرات فعالان سیاسی، نظرات گوناگونی از سوی جناح‌های مختلف درباره مواجهه با حرکت علما مطرح شده است. بخش‌هایی بر رویکرد قشری روحانیت تأکید دارند، برخی دیگر خواستار حمایت از علما هستند و گروهی نیز راه تعالی‌بخش و عمق بخشیدن به حرکت مذهبی را در پیش گرفته‌اند. 🔷 در تحولات معاصر، همواره این تصور قالبی حاکم بود که هیچ جنبش اجتماعی بدون واسطه‌گری روشنفکران و نیروهای حزبی غرب‌گرا امکان تحقق ندارد. پانزده خرداد مصداق بارز فرو ریختن این برداشت است؛ جنبشی برخاسته از بطن جامعه که مناسبات را دگرگون کرد، مبانی مبارزه را تازه کرد و پیوند ناگسستنی با باورهای مردم برقرار نمود. نتیجه آن راهی بود که به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ختم شد و مشعل را فروزان نگاه داشت. 🔶 جامعه‌شناسی سیاسی مبتنی بر نگاه امام خمینی به پانزده خرداد، نشان می‌دهد که ریشه، هدف، پایه‌گذاران و پویندگان آن با هیچ‌یک از جنبش‌های پیشین ایران همسانی ندارد. جست‌وجوی علل و ادامه‌دهندگان این نهضت، شناخت مقصد و مخالفان آن، و شناخت کسانی که امید به استمرارش می‌رود، حاوی پرسش‌هایی بنیادین است. پاسخ، در فداکاری گروهی از مردم نهفته است که بی‌هیچ نیت جز اسلام، به پا خاستند؛ جمعیتی که برای اسلام قیام کردند و تنها همان‌ها بودند که صف قیام را شکل دادند و جان دادند. با ورود روحانیت به صحنه و بازگرداندن مرجعیت تفسیر تحولات به نهاد دین، گستره آزادی نیروهای اجتماعی از قالب‌های غربی رها شد و نیروی مردمی، جنبشی فراتر از نخبگان سیاسی پدید آورد. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌حساسیت‌های غرب به گستره نفوذ انقلاب اسلامی 🔷 سال ۱۳۵۷، جهان در سکوتی پراضطراب فرو رفته بود. قدرت‌های بزرگ‌، سال‌ها بود که نظم دلخواهشان را بر خاورمیانه تحمیل کرده بودند. اما ناگهان انفجاری نه از بمب، که از ایمان و فکر، زمین سیاست را لرزاند: . 🔶 این انقلاب مثل هیچ‌کدام از انقلاب‌های قرن بیستم نبود. نه شعارهای مادی‌گرایانه داشت، نه از مدل‌های لیبرالی یا کمونیستی الگو می‌گرفت. از دل روستاها و شهرها برخاسته بود و رهبری داشت که بر منبر مسجد با همان صلابت کهنه‌قهرمانان تاریخ سخن می‌گفت: (ره). مردم به خیابان ریختند و جهانی که تا دیروز از پایان ایدئولوژی‌ها حرف می‌زد، فهمید هنوز کلامی می‌تواند دل‌ها را تکان دهد. 🔷 اما در اتاق‌های تاریک پایتخت‌های غربی، اوضاع به گونه‌ای دیگر دیده می‌شد. تحلیلگران سازمان‌های اطلاعاتی، صفحه‌هایی پر از نقشه، گزارش و نمودار روی میز می‌گذاشتند: «اگر این مدل حکومت موفق شود، موجش نه تنها خاورمیانه، که آفریقا، آسیا و حتی قلب اروپا را می‌گیرد.» 🔷 غرب و متحدانش نقشه‌ای چندوجهی کشیدند. از همان روزهای نخست، کارزار و را به راه انداختند. هزاران مقاله و کتاب منتشر شد که شعارش یک چیز بود: «ایران را متوقف کنید». رسانه‌های بزرگ، نقش روحانیان و خود امام خمینی را از عکس‌ها حذف می‌کردند یا تحریف می‌کردند، فقر و مشکلات اقتصادی ایران را تا چند برابر بزرگ‌نمایی می‌کردند، و زنان ایرانی را در قاب‌هایی افسرده و بی‌آینده نشان می‌دادند. حتی تاریخ ایران نیز از این تحریف در امان نماند و تمدنی کهن در قاب فیلم‌ها و مقالات، به چهره‌ای خشن و عقب‌مانده تقلیل یافت. 🔶 اما انقلاب دست‌بسته نبود. همان‌طور که فشارها بیشتر شد، بیداری اسلامی نیز گسترده‌تر گردید. در فلسطین، لبنان، یمن، و حتی در تظاهرات مردمی در غرب، پرچم‌های الهام‌گرفته از این انقلاب دیده می‌شد. هر موج تبلیغاتی، با موجی از ایستادگی پاسخ داده می‌شد. پژوهشگران و نویسندگان انقلابی، کتاب‌ها و مستندهایی منتشر کردند که واقعیت را بازگو می‌کرد و تصویر تحریف‌شده را می‌شکست. 🔷 با پایان جنگ سرد و آغاز عصر رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنت، میدان نبرد عوض شد. دیگر تنها مرزهای جغرافیایی مهم نبود، بلکه ذهن‌ها و قلب‌ها هدف گرفته شده بود. غرب همچنان هزاران پژوهش با عنوان‌هایی چون «شکستن مبانی خمینی» یا «مهار انقلاب اسلامی» منتشر می‌کرد، اما در همان زمان، هر ساله جوانانی در گوشه و کنار جهان اعلام می‌کردند که پیام انقلاب اسلامی الهام‌بخش مبارزه‌شان است. 🔶 امروز، چهار دهه پس از آن زمستان پرهیاهو، هنوز بازیگران همان‌اند: انقلابی که بر پایه ایمان و عدل برخاست، و قدرت‌هایی که با همه ابزارهای رسانه‌ای و دانشگاهی سعی کردند آن را متوقف کنند. داستان همچنان ادامه دارد، زیرا هر دسیسه‌ای که نقش می‌بندد، جریانی تازه از مقاومت را برمی‌انگیزد، و این همان رازی است که انقلاب اسلامی را زنده نگه داشته است. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 تقابل گروه‌های غرب‌گرا با تشکیل نظام جمهوری اسلامی و مواضع امام 🔷 با پیروزی در بهمن ۵۷، گویی میدان تازه‌ای از نبرد آغاز شد؛ نه با اسلحه، بلکه با ایده‌ها و نسخه‌های متفاوت برای آینده کشور. با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» مسیر را روشن کرده بودند، اما گروه‌هایی که پیوند فکری با غرب یا شرق داشتند، به شکل آشکار و پنهان درصدد تغییر این خط‌مشی برآمدند. از همان روزهای نخست، تقابل اصلی بر سر این بود که «جمهوری اسلامی» دقیقاً چه باید باشد و چه کسی تصمیم‌گیر نهایی باشد. 🔶 پس از پیروزی انقلاب، مهندس با پیشنهاد «جمهوری دموکراتیک اسلامی» تلاش داشت مسیر نظام را به سمت مدل‌های غربی متمایل کند؛ حرکتی که مرزبندی امام با این الگوها را کمرنگ می‌ساخت. _سید_کاظم_شریعتمداری نیز مدلی نزدیک به دموکراسی‌های غربی ارائه داد و اصل ولایت فقیه را بی‌نیاز می‌دانست. هم‌زمان، ابوالحسن که با رأی مردم رئیس‌جمهور شده بود، با نزدیک‌شدن به گروه‌های مسلح و اپوزیسیون، در مقابل نهادهای انقلابی صف‌آرایی کرد و حتی در موضوع قصاص و جایگاه نهادهای شرعی به چالش پرداخت. این جابه‌جایی‌ها و اتحادهای پنهان، دست گروه‌های متنوعی از مارکسیست‌ها تا ملی‌گراها را بازتر کرد تا جایگزین‌هایی مثل «جمهوری ایرانی» یا «فدرالیسم» را تبلیغ و با تحریم همه‌پرسی یا شورش، مسیر انقلاب را منحرف کنند. 🔷 برای مقابله با این جریان‌ها، چند اقدام کلیدی و حساب‌شده انجام داد. در برابر بازرگان، موضع قاطع «نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد» را مطرح کرد و اجازه نداد عنوان نظام در همه‌پرسی دست‌کاری شود. در مواجهه با شریعتمداری و همفکرانش، بر ضرورت تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی پافشاری کرد و با تشکیل «مجلس خبرگان» به‌جای «مجلس مؤسسان» مسیر تصویب سریع و شرعی قانون را تضمین نمود و برای خنثی‌کردن اقدامات بنی‌صدر، ابتدا با هشدارهای مستقیم او را به چارچوب قانون برگرداند و وقتی بی‌اثر شد، با بهره‌گیری از اختیارات قانونی، روند عزلش را کلید زد و حمایت مجلس و مردم را گرفت. 🔶 در سطح کلی‌تر، در برابر تحریم‌ها و تلاش گروه‌های چپ و ملی‌گرا، امام با اتکا به بسیج مردمی، راهپیمایی‌ها و سخنرانی‌های روشنگر، مشروعیت جمهوری اسلامی را تثبیت کرد. حکم ارتداد علیه جبهه ملی به‌دلیل مخالفت با قصاص، و حکم محاربه برای گروه‌های مسلح، مسیر فعالیت علنی مخالفان را بست. حتی در موضوع اختلاف بر سر مرجع تصمیم‌گیر، با محدود کردن تعداد اعضای خبرگان و سرعت‌بخشی به فرآیند قانون‌گذاری، فرصت هرگونه فرسایش یا تعویق را از دست مخالفان گرفت. 🔷 این اقدامات ترکیبی—از موضع‌گیری شفاف و صریح گرفته تا طراحی سازوکارهای قانونی و بسیج اجتماعی—در کنار حمایت گسترده مردمی، باعث شد که تمام مدل‌های جایگزین شکست بخورند و جمهوری اسلامی نه‌تنها از بحران‌های اولیه عبور کند، بلکه پایه‌های خود را مستحکم‌تر سازد. 🖇 متن کامل فصل‌نامه را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
📌 بررسی حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ 🔷 در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، همچون دیگر شهرهای کشور عرصه اعتراض و حرکت‌های مردمی علیه حکومت بود. از آغاز در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید ایشان به عراق، این شهر به دلیل نزدیکی جغرافیایی به مرز، به یکی از پایگاه‌های انتقال اعلامیه‌ها و پیام‌های نهضت بدل شد. با درگذشت سید مصطفی خمینی و اوج‌گیری مبارزات، مردم آبادان و با برگزاری مجالس بزرگ مذهبی، عزاداری‌ها، و راهپیمایی‌ها مخالفت خود را با رژیم نشان دادند. 🔶 پس از واقعه ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم، بازارها تعطیل شد، نماز جماعت‌های اعتراضی برگزار گردید و مردم در تظاهرات خیابانی شرکت جستند. چهلم شهدای قم در ۲۹ بهمن همان سال، موجی تازه از اعتراضات در سراسر خوزستان به پا کرد. در اهواز، عزای عمومی و مراسم مسجد جزایری به صحنه‌ای برای مقابله با نیروهای رژیم تبدیل شد که به شهادت یک نفر انجامید. دانشجویان دانشگاه جندی‌شاپور نیز در حمایت از مردم، کلاس‌ها را تعطیل کردند. 🔷 در چنین فضایی، شامگاه ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، مصادف با ۱۵ رمضان، حادثه‌ای رخ داد که نه تنها آبادان بلکه سراسر ایران را در بهت فرو برد. ، واقع در منطقه‌ای کارگرنشین و در نزدیکی اداره شهربانی، هنگام آخرین شب نمایش فیلم «گوزن‌ها» مملو از تماشاگر بود. تعداد زیادی بلیت فروخته شده بود و با احتساب کودکان چندماهه تا خردسال که بدون بلیت و در کنار والدین آمده بودند، شمار حاضران به بیش از هزار نفر می‌رسید. 🔶 بر اساس گزارش‌ها، آتش حوالی ساعت ۲۱:۲۰ شعله‌ور شد و طبق اعلام در ۲۲:۱۰ به اوج رسید. درهای خروجی از بیرون بسته شده و تماشاگران در میان دود خفه‌کننده و شعله‌های مهیب گرفتار ماندند. مأموران آتش‌نشانی با سه خودرو به محل آمدند اما خودروها فاقد شیلنگ فشار قوی، نوار آب‌رسانی، و حتی بلندگو برای هشدار به مردم بودند. مسیر دسترسی به آب بسته بود؛ شیر اصلی زیر لایه آسفالت پنهان شده و پیدا نمی‌شد. آتش‌نشانی شرکت نفت با تأخیر فراوان رسید و اعلام کرد تعهدی نسبت به حریق‌های شهری ندارد. مدیر سینما هم به‌عادت هر سانس، درها را برای صرفه‌جویی در هزینه نگهبان بسته بود و این قفل‌ها به تله مرگ تبدیل شدند. 🔷 در کمتر از ساعتی، حادثه به بدل شد. ۳۷۷ نفر بنا بر آمار رسمی و بیش از ۴۲۰ نفر طبق برخی منابع جان باختند، که میان آن‌ها زنان و کودکان نیز بودند. اجساد سوخته و پیکرهای غیرقابل‌ شناسایی، صحنه ویران‌شده سالن، و بوی سوختگی تا روزها در شهر ماند. شاهدان از سهل‌انگاری سنگین دستگاه‌های مسئول گفتند: تأخیر در اعزام نیرو، نداشتن تجهیزات، نبود نگهبان و مدیر در محل، و حتی ترک پست برخی مأموران و قفل‌کردن خودروهای آتش‌نشانی. مجموعه‌ای از بی‌تدبیری‌ها که مهار آتش را ناممکن کرد و فاجعه را تا این اندازه مرگبار ساخت. 🔶 پس‌لرزه‌های اجتماعی و سیاسی حادثه گسترده بود. شهر آبادان و نقاط مختلف کشور با برپایی مراسم و تظاهرات، یاد قربانیان را گرامی داشتند. پیام از نجف، حادثه را جنایتی سازمان‌یافته از سوی رژیم معرفی کرد و اهداف آن را بدنام کردن نیروهای مذهبی و ایجاد رعب دانست. علما و فعالان سیاسی با بیانیه‌ها و سخنرانی‌های خود، حکومت پهلوی را مسئول مستقیم دانستند. چهلم قربانیان به یکی از بزرگ‌ترین تجمعات اعتراضی پیش از انقلاب بدل شد. شمارش روزها از این تراژدی تا سقوط رژیم، سرعت گرفت. آتش سینما رکس نه تنها شعله‌هایی بر پرده یک سالن سینما بود، که به شراره‌های انقلاب در دل مردم ایران بدل شد — آتشی که خاموش نشد تا وقتی که نظام پهلوی فروپاشید. 🖇 متن کامل مقاله را در وب‌سایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh
8.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بخشی از سخنان امام خمینی (ره) در رابطه با جمعه سیاه شهریور ۵۷ 🔻امام خمینی (ره) در این سخنان به نقاط کلیدی اشاره می‌کنند: 🔹 ۱۷ شهریور روزی است که مردم برای احقاق حق خود خون دادند. 🔸باید این ایام الهی را به یاد آورد و گرامی داشت، چرا که این ایام هستند که انسان‌ها را می‌سازند. 🔹در این ایام، جوانان از عشرت‌کده‌ها بیرون آمده و به میدان جنگ رفتند. 🔸این ایام الهی، ملت را بیدار کرد. 🆔 @Bonyadtarikh
📌 آسیب شناسی تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی در پرتو نهضت مشروطه 🔷 در گذر تاریخ معاصر ایران، دو نقطه عطف بزرگ – و – نه‌تنها میدان سیاست را دگرگون کردند، بلکه تصویری تازه از نسبت دین و جامعه پیش‌روی مردم گشودند. در برهه مشروطه، حضور صدها عالم دینی، از مجتهدان نجف تا روحانیان برجسته شهرهای ایران، نشان از گستره وسیع مشارکت مذهبی در تحولات داشت. در جبهه مشروعه‌خواه، چهره‌هایی چون ، سید احمد طباطبایی, میرزا مجتبی تبریزی و مرجع بزرگی همچون سید محمدکاظم طباطبایی یزدی نقش‌آفرین بودند. در سوی دیگر، جبهه مشروطه‌خواه نیز با حضور روحانیان و اندیشمندانی همچون سید جمال‌الدین اسدآبادی، سید محی‌الدین بهجتی و میرزا بنی‌امام جمعه خویی حیات فکری و دینی خود را داشت. 🔶 اما مرور روایت‌های رایج نشان می‌دهد که بخش بزرگی از این تنوع، در لابه‌لای تمرکز بیش از اندازه بر چند نام شاخص، رنگ باخته است. چنین تمرکزی، گاه ماهیت دینی جنبش را کم‌فروغ کرده و زمینه ایجاد برداشت‌های نادرست درباره نقش علما را فراهم آورده است. این یکسان‌سازی تاریخ در یک یا دو شخص، نه‌فقط تصویر ناقصی از گذشته می‌سازد، بلکه راه را برای تردید در قدرت و تداوم جنبش‌ها پس از نبود رهبران باز می‌کند. 🔷 در هر دو مقطع، عاملی که مسیر تحولات را تداوم بخشید، شبکه گسترده‌ای از ارتباطات علما، شاگردان و نهادهای دینی بود که نه مرزهای جغرافیایی را محدودیت می‌دانستند و نه گذر زمان را. این پیوندها، چه در حلقه‌های درس و ، و چه در منابر و میدان‌های شهرهای ایران، فرهنگی از هم‌فکری و تصمیم‌سازی جمعی را بنا نهادند. چنین ساختاری موجب شد که ایده‌ها و مطالبات دینی در قالب حرکت‌های اجتماعی شکل بگیرند و در لحظات حساس، قدرت سازماندهی و بسیج توده‌ها را داشته باشند. 🔶 نیز، با همه عظمت و گستره‌ی اجتماعی‌اش، از این چالش بی‌نصیب نمانده است. این حرکت ریشه‌دار که اواخر دهه ۱۳۵۰ به پیروزی رسید و در سال‌های پس از رحلت ادامه یافت، به دوش گروهی از مراجع و مجتهدان شکل گرفت که نام بسیاری از آنان کمتر در روایت‌های رسمی آمده است. تمرکز صرف بر جایگاه یک رهبر، هرچند بی‌تردید برجسته و استثنایی، موجب شده جریان فکری و اعتقادی عمیقی که پشتوانه این انقلاب است، در حاشیه قرار گیرد. 🔷 برخی جریان‌های افراطی، به‌ویژه پس از ۱۳۶۸، تلاش کردند با برجسته‌سازی وابستگی مشروعیت به ویژگی‌های شخصی رهبر، در ثبات و ماندگاری انقلاب تردید ایجاد کنند. نام‌هایی مانند عمادالدین باقی در این بستر مطرح شده‌اند که نگاهشان به آینده انقلاب، محدود به حضور یا فقدان فردی خاص است. در مقابل، نقش تاریخی امام خمینی در چارچوب یک پیوستار طولانی از تفکر و عمل شیعی، ریشه‌های این انقلاب را فراتر از فردی واحد نشان می‌دهد؛ همچون بازتولید همان خط اعتقادی که در مشروطه، و پیش‌تر در صفویه، مسیر گذار از خلافت سنی به امامت شیعی را هموار کرد. 🔶 از همین منظر، تداوم مسیر پس از فقدان رهبران بزرگ نه محصول تصادف، بلکه بخش طبیعی این سنت فکری و اجتماعی بود. در مشروطه، اندیشه مشروعه‌خواهی و مشروطه‌طلبی هر دو پس از شهادت یا رحلت چهره‌های شاخص، به حیات خود ادامه دادند و در قالب مبارزات و آثار مکتوب به نسل‌های بعد انتقال یافتند. در انقلاب اسلامی نیز، تغییر نسل و گذر زمان، بستر تازه‌ای برای بازتولید شعارها، اهداف و آرمان‌ها ایجاد کرد. این پویایی تاریخی نشان می‌دهد که پشت هر انقلاب یا نهضت، بذرهایی که سال‌ها پیش کاشته شده‌اند، حتی در شرایط دشوار هم سر بر می‌آورند و راه خود را پیدا می‌کنند. 🖇 متن کامل را در وبسایت رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید 🆔 @Bonyadtarikh