هدایت شده از کتابخانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
#کتاب_صوتی
#یحیی
«یحیی» روایتی است از زندگی «سید یحیی رحیم صفوی» از فرماندهان جنگ.
چندوقتی بود مادرم جلوی چشم ما ذرهذره آب میشد. بعضی وقتها حتی توان حرف زدن نداشت. با دست به چیزی اشاره میکرد؛ خواهرم ماهمنیر بلند میشد و براش میآورد. بیشتر وقتها به صورتش نگاه میکردم. دلم نمیخواست اینطور رنگپریده ببینمش. استخوان گونههایش بیرون زده بود، انگار یک لایه پوست نازک رویش کشیده بودند. وقتی داشت با دستهای لرزان بغچهی حمامش را میبست، احساس میکردم گوشوارههایش که به هر لنگهی آن یک سکه آویزان بود، روی لالهی گوشش سنگینی میکند.
مادرم زیبا و از خانوادهای بافرهنگ بود. چشمهایی سبز و موهایی طلایی داشت. پدرم وقتی جوان بود، برای مسابقهی تیراندازی روی اسب به شهرکرد رفته بود؛ آنجا مادرم را بین تماشاچیها دیده و با یک نگاه به آن چشمهای سبز عاشقش شده بود... .
#حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@haramqom_lib
https://eitaa.com/joinchat/2937520146C323b467cf1
پرتال کتابخانه
http://lib.amfm.ir/
هدایت شده از آستانِ مهر
قسمت سیزدهم1361.mp3
زمان:
حجم:
13.94M
🎧 #رمان ۱۳۶۱
😊🍃👀¤■¤■¤■¤
دوستان خوبم ادامه ماجرا 👇
به کجا رسیدیم؟ آهان به اونجا که احمدفهمید بانو هم دوستش داره ❤️ وای انگاری دنیارو بهش داده بودن ... راستی دوباره مجید باعث شداحمدبیچاره کلی اذیت بشه ولی شب کجاخوابید؟ .....ولی بگما تغییرات رو شروع کردو اخرش رفت و همه سیبیلاشو زد ....😄
🔸☘🔸
🎙 با خوانش هنرمندانه نویسنده ی کتاب: مطهره پیوسته
#قسمت_سیزدهم
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanehmehr
هدایت شده از کتابخانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
#کتاب_صوتی
#سفیر
«قیس بن مسهر» با نامهای از سوی «حسین بن علی (ع)» برای «نسلیمان بن صرد خزاعی» راهی کوفه میشود. در راه مأموران ابن زیاد، والی کوفه، او را دستگیر میکنند و به زندان میبرند. در زندان به وی میگویند که در صورت سخنرانی علیه حسین بن علی از زندان آزاد خواهد شد. وی با پذیرفتن این شرط به روی منبر رفته، اما علیه یزید سخنرانی میکند. پس از این سخنرانی قیس به دستور ابنزیاد کشته میشود.
#حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@haramqom_lib
https://eitaa.com/joinchat/2937520146C323b467cf1
پرتال کتابخانه
http://lib.amfm.ir/
هدایت شده از آستانِ مهر
📖 #حکایت
💎 #باغ_زندگی
در شرح حال آیت اللّه العظمی میرزای شیرازی بزرگ آمده است:
«چون اجازهی داخل شدن داده می شد و فردی از خانواده اش داخل اطاق ( #میرزایشیرازی) می شد، میرزا در مقابلش بر می خاست و او را با کمال ادب احترام می نمود. حتی من دیدم که این رفتار را با فرزند هشت یا نه ساله اش انجام می داد. من (آقا بزرگ طهرانی) نزد ایشان بودم که خادم وارد شد و اجازه ورود برای وی (فرزند میرزا) خواست. میرزا اجازه فرمود و فرزندشان وارد شد و سلام کرد و ایستاد. میرزا اجازه نشستن داد، وی دو زانو بر زمین نشست و چشم به زمین انداخت. پدرش از احوال و درس او جویا شد و در هر مرتبه او را جز با « آقا» خطاب نمی کرد. پس از مدتی فرزندشان اجازه خروج خواست. میرزا به وی اجازه فرمود و به احترام او برخاست.»
📔 شرح زندگانی میرزای شیرازی، آقا بزرگ طهرانی
#تربیت_فرزند #سبک_زندگی
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanehmehr
هدایت شده از آستانِ مهر
قسمت 16 از 1361.mp3
زمان:
حجم:
13.65M
🎧 #رمان ۱۳۶۱
ماجرا به کجارسید؟ 👇
زیبا خیلی زیبا بود دوستش داشتم هم مهربون بود هم ملوس و خوش چهره بچه ساکت و آرومی بود جز چَشم چیزی نمیگفت یاد اون روزی افتادم که وقتی رفتم که برم حموم دیدم زیبا توی حموم داشت گریه میکرد مُخم سوت کشید زیبا خیلی هم بچه نبود شاید بخاطر ...
رفتم روی پشت بوم و کاکلی روبغل کردم بوسیدم و گذاشتمش توی لونه اش کفترسیاهه که شبیه رفیق سربازیم بود برش داشتم وخوب نگاش کردم کفترم رو دستم گرفتم بارون میبارید ....
🔸☘🔸
🎙 با خوانش هنرمندانه نویسنده ی کتاب: مطهره پیوسته
#قسمت:شانزدهم
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanehmehr
هدایت شده از آستانِ مهر
قسمت هفدهم 1361.mp3
زمان:
حجم:
12.83M
🎧 #رمان ۱۳۶۱
خب !
ماجرا به کجارسید؟ 👇
به سرآقا گفتم مجید توی دفترچه خاطراتش یه سری حرف برام نوشته میتونم به دستخطش یه خط دیگه م اضافه کنم گفتم میتونم بنویسم مادر وپدرم صورتم رو نبینن و بجای دیدن من با پارچه سبز روم رو بپوشونن...
از بدشانسیم سرکفترم از جیب شلوارم زد بیرون و سرآقا منو با کله کفتر دیدچنان برزخ نگام کرد که بدورو رفتم و دور شدم کبوتررو توی حیاط امامزاده پرواز دادم تا همونجا....
غلط نکنم همون که فکر میکردم درست بودو زیبا مجید رو دوست داشت زیبا در بین چادرش غرق بود و اشکای بامتانتشو توی چادرش میریخت ....
عذرخواهی کردم که پیاده بشم و برم تا انتهای خاطرات مجید رو بخونم عذرم رو نپذیرفتند وگفتند باز هم باهام کاردارند و تمنا دارند کاری براشون انجام بدم دلم هری ریخت ...
🔸🖤🔸
🎙 با خوانش هنرمندانه نویسنده ی کتاب: مطهره پیوسته
#قسمت:هفدهم
🔷🔸◾️🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanehmehr
هدایت شده از کتابخانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
✅از آیتالله بهجت (ره) سؤال شد:
اینکه درباره ی زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام آمده است:
«مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة؛
هر کس با شناخت حق او حضرتش را زیارت کند بهشت بر او واجب می گردد.
جمله «عارِفاً بِحَقِّها» به چه معناست؟
فرمودند: «مقام ایشان را از مقام معصومین علیهمالسلام پایینتر، و از دیگران بالاتر بداند».
📚 برگی از دفتر آفتاب، ص ١۴٨
#حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@haramqom_lib
https://eitaa.com/joinchat/2937520146C323b467cf1
پرتال کتابخانه
http://lib.amfm.ir/
هدایت شده از کتابخانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
#کتاب_صوتی
#گردان_144_در_نبرد_آبادان
گردان ۱۴۴ گردانی در ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که سرتیپ (سرگرد) فرضالله شاهینراد در زمان جنگ تحمیلی فرماندهی آن را برعهده داشت.
براساس تصمیمات ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی و دستور فرماندهی نیروی زمینی حدود دو ماه قبل از شروع جنگ تحمیلی لشکرهای ۱ و ۲ مرکز درهم ادغام شدند و لشکر ۲۱ حمزه را تشکیل دادند.
من سرگرد شاهینراد که تا آنموقع در لشکر ۱ مرکز بودم، در تابعیت لشکر ۲۱ قرار گرفتم. تعدادی از افسران لشکر تا آنموقع در مناطق ۳ و ۴ خدمت نکرده بودند. ستاد نیروی زمینی این موضوع را بررسی و محل خدمتی جدید برای آنان تعیین کرد. نام من در فهرست انتقالیها به لشکر ۲۸ سنندج قرار داشت. به هریک از نیروها برای جابهجایی و معرفی خود به محل جدید خدمت، ۱۵ روز فرصت داده میشد؛ منظور این است که فرد منتقله در این مدت کارهای خدمتی و خانوادگی خود را انجام دهد و بهموقع در محل جدید حضور یابد.
با توجه به امریهی ابلاغی من مشغول سروسامان دادن به امور بودم و ۱۰ روز از ۱۵ روز سپری شده و تقریباً کارها رو به اتمام بود.
در ساعت ۱۳ روز ۷ مهرماه ۵۹ پیامی ازطرف فرمانده لشکر وقت، جناب سرهنگ زینالعابدین ورشوساز، با امضای جناب سرهنگ هوشنگ مظاهری، رئیس ستاد لشکر، در منزل به من تحویل شد.
متن پیام چنین بود: «برای ملاقات با فرماندهی، بهمحض رؤیت، در ستاد لشکر حضور یابید تا به دفتر فرماندهی راهنمایی شوید.»
#حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@haramqom_lib
https://eitaa.com/joinchat/2937520146C323b467cf1
پرتال کتابخانه
http://lib.amfm.ir/